رستگاران - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٢٠٨ - افسانه يا واقعيت
بنده گاهى كه موفق مىشويم دو ركعت نمازى، زيارت عاشورايى، چيزى بخوانيم و مستحبى را بهجا آوريم، فوراً طلبكار خدا مىشويم و تصور مىكنيم، ديگر كمترين كارى كه خداوند بايد در مورد ما انجام دهد اين است كه فرشتگان را براى ابلاغ وحى الهى بر ما نازل نمايد! به خاطر دارم زمانى، فردى به من مىگفت: مىگويند انسان اگر عبادت كند و برخى سختىها را بر خود هموار نمايد صاحب كشف و كرامت و مقامات مىشود، اما من چندى است كه نماز شب مىخوانم و هنوز چيزى گيرم نيامده و كشف و كرامتى برايم حاصل نشده است! البته آن بنده خدا از روى سادگى اين مطلب را به زبان مىآورد و اظهار مىكرد، اما هستند بسيارى از افراد كه گرچه به زبان اظهار نمىكنند ولى ته دلشان همين است كه انتظار دارند پس از آنكه چند شبى نماز شب خواندند، حتماً بايد به كشف و كراماتى برسند و در همين دنيا مقاماتى برايشان ظاهر شود! اين بندگان خدا به ثواب آخرتِ تنها قانع نيستند و متوقعند كه خيلى زود در همين دنيا آثار كوچكترين اعمال خود را ببينند!
اما در سوى ديگر انسان بندگانى را مشاهده مىكند كه حالات و عبادات آنها گاهى حقيقتاً بهتآور است و آدمى به دشوارى مىتواند بپذيرد كه كسانى چنين حالاتى داشته باشند. ما وقتى در حالات گذشتگان از اولياى خدا مطالعه مىكنيم، به افرادى برمىخوريم كه اگر يك شب نماز شبشان ترك مىشده، عزا مىگرفتند و مثل كسى كه عزيزى را از دست داده باشد، در آن روز ديگر اشتهايى به غذا خوردن نداشتند و مدام گريه و زارى مىكردند كه چه گناهى از آنها سرزده كه باعث شده يك شب توفيق نماز شب از آنان سلب شود! آنگاه اينگونه افراد با آن همه عبادتها، در آخر شب سجدهاى طولانى مىكردند كه خدايا، من چگونه شكر اين نعمت را به جا آورم كه گرچه من لايق اين عبادت نبودم، اما تو چقدر لطفها كردى و اجازه دادى كه من روسياه در پيشگاه تو بايستم و عبادت كنم. آرى، اين بندگان نه تنها خود را طلبكار خدا نمىدانند، كه هزارانبار احساس بدهكارى و ديْن مىكنند كه چگونه خداوند با همه بىلياقتىها و روسياهىهامان به ما توفيق داد كه سر بر آستانش بگذاريم و افتخار عبادت و خاكسارى درگاهش را نصيبمان فرمود.