رستگاران - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ١٠٥ - از عهد و پيمان با خدا تا عهد و پيمان با كفار
جمله را به كار مىبريم كه «فلان كار مردانگى است»، مقصودمان اين نيست كه به زنان تعريضى داشته باشيم و بخواهيم زن بودن را نقيصهاى معرفى كنيم. اتفاقاً چهبسا زنى كارى انجام داده باشد و در توصيف كار او بگوييم «مردانگى كرده است». اين گونه تعبيرات بر اساس قواعد زبان و محاوره است و مقصود گوينده اين است كه بار ارزشى خاصى به كلام بدهد، نه آنكه بخواهد «مرد» را در مقابل «زن» به كار ببرد. در هر صورت، در زبان عربى نيز چنين چيزى وجود دارد و اين آيه شريفه و بسيارى از آيات ديگر قرآن ظاهراً از همين باب است. براى مثال، در اين آيه شريفه نيز ظاهراً «مرد بودن» خصوصيتى نداشته باشد و استفاده از تعبير «رجال» از همين بابى است كه اشاره كرديم:
رِجالٌ لا تُلْهِيهِمْ تِجارَةٌ وَلا بَيْعٌ عَنْ ذِكْرِ اللهِ وَإِقامِ الصَّلاةِ وَإِيتاءِ الزَّكاةِ يَخافُونَ يَوْماً تَتَقَلَّبُ فِيهِ الْقُلُوبُ وَالأَْبْصار؛[١] مردانى كه نه تجارت و نه داد و ستدى آنان را از ياد خدا و برپا داشتن نماز و دادن زكات، به خود مشغول نمىدارد، و از روزى كه دلها و ديدهها در آن زير و رو مىشود، مىهراسند.
در هر صورت، گذشته از عهدهايى كه بين بندگان و خداى متعال وجود دارد، خود افراد نيز پيمانهايى با يكديگر مىبندند. اين پيمانها مىتواند بين دو فرد، دو گروه يا دو جامعه و كشور منعقد گردد. در صدر اسلام و پس از تشكيل جامعه و حكومت اسلامى در مدينه، پيامبر(صلى الله عليه وآله) با گروههاى مختلف كفار و مشركان پيمانهايى منعقد مىكرد. در اين ميان گاهى طرفهاى مقابل پيامبر(صلى الله عليه وآله) و مسلمانان پيمان را شكسته و عهد خود را نقض مىكردند. خداى متعال نسبت به اين مشركان بسيار سختگيرى مىكند و دستور جنگ با آنها و كشتن ايشان را مىدهد:
وَإِنْ نَكَثُوا أَيْمانَهُمْ مِنْ بَعْدِ عَهْدِهِمْ وَطَعَنُوا فِي دِينِكُمْ فَقاتِلُوا أَئِمَّةَ الْكُفْرِ إِنَّهُمْ لا أَيْمانَ لَهُمْ لَعَلَّهُمْ يَنْتَهُونَ * أَلا تُقاتِلُونَ قَوْماً نَكَثُوا أَيْمانَهُمْ وَهَمُّوا بِإِخْراجِ الرَّسُول؛[٢] و اگر پيمان هاى خود را پس از عهد خويش بشكستند و آيين شما را مورد طعن قرار دادند، پس با پيشوايان كفر بجنگيد، چراكه آنان را هيچ پيمانى نيست، باشد كه [از
[١] نور (٢٤)، ٣٧. [٢] توبه (٩)، ١٢ و ١٣.