رستگاران - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٣٥٠ - نعمت يا نقمت؟
هستند و به نفع او كار مىكنند، بلكه همانگونه كه قرآن مىفرمايد، آنها گاهى مىتوانند دشمن انسان باشند. اين حقيقتى است كه هم تجارب تاريخى و واقعى متعدد و بسيار گواه و مؤيد آن است و هم با تحليل عقلى مىتوان كمابيش آن را دريافت. در مواردى كه پاى منافع شخصى و لذتهاى فردى در ميان باشد برخى همسران و فرزندان منافع و لذت خود را بر همسر و پدر و مادر مقدّم مىدارند و ترجيح مىدهند. بهخصوص در جوامع امروزى كه دنياگرايى به شدت رواج يافته، آن عواطف انسانى و حس وفادارى ميان همسران و فرزندان با پدر و مادر شديداً رنگ باخته و تضعيف شده است. در زمان نزول قرآن و تا يكى دو قرن پيش به ندرت اتفاق مىافتاد كه دو همسر يا پدر و مادر و فرزندان دشمن يكديگر شوند. يكى از مصاديق اين امر زمانى بود كه پدر و مادرى مسلمان مىشدند و فرزند كافر مىماند، و يا به عكس، فرزند مسلمان مىشد و پدر و مادر بر كفر باقى مىماندند. البته در عمل، بيشتر همين مورد دوم اتفاق مىافتاد و معمولا جوانها زودتر مسلمان مىشدند و پدر و مادرها به خاطر تعصبات و آداب و سنّتهاى قومى و قبيلهاى و مانند آنها حاضر به پذيرش اسلام نمىشدند. طبيعتاً در اينجا تضادى ميان اعضاى خانواده به وجود مىآيد و گاه شرايط به گونهاى رقم مىخورد كه انسان يا بايد علاقه و رابطه همسرى و پدر و فرزندى را ملاحظه نمايد و يا بايد قطع رابطه كند و اين رابطه فطرى و طبيعى را ناديده بگيرد. قرآن كريم در اين زمينه مىفرمايد، در هر حال نبايد تصور كرد كه محبت و عاطفه همسرى، و پدر و مادر و فرزندى هميشگى و مطلق است، بلكه اين محبت و دوستى در مواردى مىتواند به كينه و دشمنى تبديل شود. اگر اينگونه شد، عاطفه و محبت نبايد سبب شود آدمى به همسر و فرزند خويش بچسبد و براى آنكه خانواده حفظ شود و بين اعضاى آن فاصله و جدايى نيفتد راه غلط آنها را ادامه دهد. ملاك اصلى، محبت و عاطفه و رابطه نيست، بلكه انسان بايد حق و باطل را ملاك تصميم و عمل خود قرار دهد. البته مادام كه حفظ اين رابطه و اظهار محبت به دين انسان ضرر نزند، در بينش اسلامى لازم است انسان رابطهاش را حفظ كند. حتى اگر پدر و مادر مشرك باشند و فرزند آنها مسلمان شود، دستور اسلام اين است كه بايد رفتارش با آنها خوب باشد ولى در دين خود از آنها تبعيت نكند: