رستگاران - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ١٦٣ - نه عبوديت خدا، نه پرستش شيطان؟
خضوع كنم، بلكه در اينجا در بسيارى از موارد، اين عبادت به صورت نيمهآگاهانه است و خود شخص توجه ندارد كه واقعاً در مقابل شيطان سر فرود آورده و او را عبادت نموده است. به خصوص، اينگونه نيست كه شخص در اين طور موارد، نهايت قداست و احترام را براى شيطان قائل باشد و از اين باب تن به بندگى و خضوع در مقابل او بدهد. گناهكاران، حتى منافقان و كفار به هنگام معصيت و گناه نمىگويند: چون جناب ابليس چنين فرموده، و «قربة الى ابليس» اين كار را انجام مىدهيم! اما با اين حال قرآن مىفرمايد اينان بندگان شيطان و هواى نفسند؛ كه البته بايد توجه داشت معناى اين كلام قرآن آن نيست كه همان عبادت آگاهانهاى را كه ما در مقابل خداوند انجام مىدهيم، اينان هم نسبت به شيطان انجام مىدهند. ناگفته نگذاريم كه البته افرادى نيز وجود دارند كه گفته مىشود «شيطانپرست» هستند و واقعاً شيطان را عبادت مىكنند و براى او احترام قائلند. در هر صورت، از اين گروه كه بگذريم بقيه افرادى كه قران آنها را عبد شيطان يا هواى نفس مىداند، اينگونه نيست كه به احترام شيطان و به نشانه خضوع در برابر او عمل معصيتكارانه انجام دهند. آنها فكر مىكنند كه آن كار خواست خودشان است و چون دلشان مىخواهد آن را انجام مىدهند، اما غافلند كه در واقع تحت سيطره و تسلط شيطان قرار دارند و او است كه آنها را به انجام آن كار وا مىدارد. در هر حال، در قاموس قرآن همين مقدار خضوع، گرچه نيمهآگاهانه، كافى است كه ما عمل اين افراد را مصداق «عبادت» و اينگونه افراد را «بندگان شيطان و هواى نفس» و در زمره كسانى بدانيم كه: اتَّخَذَ إِلهَهُ هَواه.
خلاصه بحث اين جلسه اين شد كه «عبوديت تكوينى» امرى است مربوط به همه مخلوقات و به گروه خاصى از انسانها اختصاص ندارد و مقصود از «عباد الرحمان» اينگونه عبوديت نيست. «عباد الرحمان» كسانى هستند كه اختياراً به بندگى خدا روى آوردهاند و به جاى آنكه اسير نفس و جزو كسانى باشند كه «اتَّخَذَ إِلهَهُ هَواه»، سر تسليم در مقابل خدا فرود مىآورند و او را معبود خويش قرار مىدهند. در مقابل نيز «مولويت» خداوند نسبت به بندگان و مخلوقات دوگونه است: تكوينى و تشريعى. به لحاظ تكوينى و اصل وجود، خداوند مولا و صاحب اختيار همه موجودات و انسانها است، اما مولويت خاصّ خداوند فقط در مورد كسانى صدق مىكند كه به اختيار خود مولويت