رستگاران - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٢٢١ - نگرانى بندگان شايسته خداوند از جهنم و عذاب
از سوى ديگر، همه انسانها در معرض لغزش و گناهند، و از اين رو در مورد هر انسانى اين احتمال قوياً وجود دارد كه به كيفر گناهانش مستحق عذاب و آتش گردد. به عبارت ديگر، انسان يا ـ خداى ناكرده ـ بالفعل مرتكب گناه شده، و يا از آن جهت كه انسان است هر لحظه در معرض خطا و لغزش است؛ و در هر دو صورت جا دارد كه از كيفر و عذاب الهى در هراس باشد.
بنابراين، سير تفكر اولى الالباب به طور طبيعى آنها را به اينجا مىرساند كه ملتمسانه از خداى متعال درخواست كنند كه آنان را از عذاب و آتش دور بدارد. البته هر كس در حد و اندازه معرفت خودش محفوظ بودن از عذاب را از خداوند درخواست مىكند، اما به هر حال اولين مرتبه در اين امر، كه انسان از حسگرايى خارج گردد و اهل «لب» و مغز شود، اين است كه بينديشد اين عالم سرسرى و بيهوده نيست و كوچكترين كارى كه انجام دهد حساب و كتاب دارد:
فَمَنْ يَعْمَلْ مِثْقالَ ذَرَّة خَيْراً يَرَهُ * وَمَنْ يَعْمَلْ مِثْقالَ ذَرَّة شَرًّا يَرَهُ؛[١] پس هر كس هموزن ذره اى نيكى كند آن را خواهد ديد، و هر كس هموزن ذره اى بدى كند آن را خواهد ديد.
از اين رو سر سوزنى كار خوب يا بد، پاداش يا كيفر خواهد داشت و اين طور نيست كه انسان بگويد من چون بسيار گناه كردهام، اكنون ديگر يكى كم يا زياد تفاوتى نمىكند. چنين پندارى غلط است و گناه حساب خودش را دارد و انسان اگر غرق گناه هم باشد، حتى اگر بتواند يك گناه هم كمتر مرتكب شود قطعاً بهتر است.
به هر حال، يكى از اوصاف «عباد الرحمان» اين است كه آنان همواره درباره عذاب آخرت بيمناك و در هراسند و از خداى متعال درخواست مىكنند كه آنها را از آن در امان و محفوظ بدارد. اين دعا در اصل طبعاً به اين بازمىگردد كه عبادالرحمان در واقع از خدا مسألت مىكنند كه آنها را از مقدمات عذاب، كه گناه و لغزش است، حفظ كند تا در اثر گناه مبتلا به كيفر و مجازات آن، كه عذاب جهنم است، نشوند.
[١] زلزله (٩٩)، ٧ و ٨.