رستگاران - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٢٣٣ - دورنمايى از عذاب هاى جهنم
به راستى در جهنم چه شرايطى است كه جهنميان از فرط تشنگى، به نوشيدن آب جوشان و سوزان، و از فرط گرسنگى، به خوردن چرك و خون تن مىدهند و راضى مىگردند؟! بايد اعتراف كنيم كه اين مطلب حتى در تصور ما هم نمىگنجد و تنها مىتوانيم به نقل و خواندن و شنيدن اين آيات اكتفا كنيم.
طبيعى است كه اين شرايط غير قابل تصور و سراسر عذاب و آتش، جهنميان را به ستوه مىآورد و آنها را بىطاقت مىكند، و مىتوان تصور كرد كه چگونه فرياد مىزنند و استغاثه مىكنند. اما نمىدانند كه از چه كسى بايد كمك بخواهند و دست در دامان كه بايد بزنند. در اين ميان كسى را بهتر از «مالك» كه رئيس ملائكه جهنم و عذاب است، نمىيابند و از او كه مىبينند اختيار همه چيز را در دست دارد با التماس و زارى طلب كمك مىكنند. تقاضايشان چيست؟ طلب مرگ دارند! و از مالك تقاضا مىكنند كه از خدا بخواهد آنها را مرگ دهد! اما هيهات كه مرگى در كار نيست و تنها عذاب و آتش است كه فراروى آنان قرار دارد:
إِنَّ الْمُجْرِمِينَ فِي عَذابِ جَهَنَّمَ خالِدُونَ * لا يُفَتَّرُ عَنْهُمْ وَهُمْ فِيهِ مُبْلِسُونَ * وَما ظَلَمْناهُمْ وَلكِنْ كانُوا هُمُ الظّالِمِينَ * وَنادَوْا يا مالِكُ لِيَقْضِ عَلَيْنا رَبُّكَ قالَ إِنَّكُمْ ماكِثُونَ؛[١] بىگمان مجرمان در عذاب جهنم ماندگارند. [عذاب] از آنان تخفيف نمىيابد و آنها در آنجا نوميدند. و ما بر ايشان ستم نكرديم، بلكه خود ستمكار بودند. و فرياد كشند: اى مالك [بگو] پروردگارت جان ما را بستاند. [مالك] پاسخ دهد: شما [در جهنم] ماندگاريد.
جهنميان هنگامى كه از اين تقاضاى خود طرفى بر نمىبندند، عاجزانه درخواست ديگرى را مطرح مىكنند و مىخواهند حتى يك روز هم كه شده از عذاب آنان كاسته شود:
وَقالَ الَّذِينَ فِي النّارِ لِخَزَنَةِ جَهَنَّمَ ادْعُوا رَبَّكُمْ يُخَفِّفْ عَنّا يَوْماً مِنَ الْعَذابِ؛ و كسانى كه در آتشند به نگهبانان جهنم مىگويند: پروردگارتان را بخوانيد تا يك روز از اين عذاب را به ما تخفيف دهد.
آرى، آنان آن قدر بيچاره و مستأصل شدهاند كه در مقابل عذاب ابدى و بىنهايت، با
[١] زخرف (٤٣)، ٧٤ ـ ٧٧.