رستگاران - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٢٣١ - دورنمايى از عذاب هاى جهنم
وَأَمّا إِنْ كانَ مِنَ الْمُكَذِّبِينَ الضّالِّينَ * فَنُزُلٌ مِنْ حَمِيم؛[١] و اما اگر از دروغ زنان گمراه است، پس با آبى جوشان پذيرايى خواهد شد.
آبى كه وقتى مىنوشند تمام امعا و احشائشان مىسوزد:
وَسُقُوا ماءً حَمِيماً فَقَطَّعَ أَمْعاءَهُمْ ؛[٢] و آبى جوشان به خوردشان داده شود، پس اندرونشان از هم فرو پاشد.
آيا حتى گوش، تحمل شنيدن چنين عذابهايى را دارد؟! ميهمانى كه آب جوشان بر سرش بريزند و لباسهايى از آتش بر او بپوشانند!
فَالَّذِينَ كَفَرُوا قُطِّعَتْ لَهُمْ ثِيابٌ مِنْ نار يُصَبُّ مِنْ فَوْقِ رُؤُسِهِمُ الْحَمِيمُ؛[٣] و كسانى كه كفر ورزيدند، جامه هايى از آتش برايشان بريده شده است [و] از بالاى سرشان آب جوشان ريخته مىشود.
آن سيهروزان و تيرهبختان هيچ راه فرارى ندارند و عذاب و آتش از همه سو آنها را احاطه مىكند:
يَوْمَ يَغْشاهُمُ الْعَذابُ مِنْ فَوْقِهِمْ وَمِنْ تَحْتِ أَرْجُلِهِمْ وَيَقُولُ ذُوقُوا ما كُنْتُمْ تَعْمَلُونَ؛[٤]آن روز كه عذاب از بالاى [سر]آنها و از زير پاهايشان آنها را فرا گيرد، و [گفته شود:]بچشيد آنچه را مىكرديد.
و اين همه در حالى است كه به جاى لباس، پوششى از مادهاى چسبنده و بدبو، همچون قير داغ بر تن دارند:
سَرابِيلُهُمْ مِنْ قَطِران وَتَغْشى وُجُوهَهُمُ النّارُ؛[٥] لباس هايشان از «قطران» است و آتش چهره هايشان را مى پوشاند.
شعلههاى آتش همچون شلاقى آتشين بر صورتشان نواخته مىشود و آن را مىسوزاند:
[١] واقعه (٥٦)، ٩٢ ـ ٩٣. [٢] محمد (٤٧)، ١٥. [٣] حج (٢٢)، ١٩. [٤] عنكبوت (٢٩)، ٥٥. [٥] ابراهيم (١٤)، ٥٠.