رستگاران - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٣٣٠ - رشته اى بر گردنم افكنده دوست
ما بايد تلاش كنيم و اين وضعيت را تغيير دهيم. بايد كمكم به اختياردارى و سلطه شيطان در قلمرو دلمان پايان دهيم و به تدريج به فضاهايى وارد شويم كه با آيات الهى كور و كر برخورد نكنيم و به هنگام شنيدن آنها روى دلمان از امور ديگر برگردد و متوجه خدا شود. بايد توجه كنيم هنگامى كه آيات الهى تلاوت مىشود در واقع اين خدا است كه با ما سخن مىگويد، و از اين رو بىتوجهى به آيات الهى و غفلت از آنها به مثابه اين است كه وقتى خدا با ما صحبت مىكند ما روى خود را به سويى ديگر بگردانيم! خود ما اگر در حال صحبت با دوستمان باشيم و او به جاى توجه به ما مرتباً به اين طرف و آن طرف نگاه كند چه قضاوتى درباره او مىكنيم؟
همه ما كم و بيش به اين آفت مبتلاييم و همچنان كه اشاره كرديم، براى رهايى از آن بايد از قبل برنامهريزى كنيم تا بتوانيم در موقع لزوم، توجه دل را به همان سو كه مايليم معطوف بداريم. امثال بنده دلمان يله و رها است و از اختيار و كنترل خودمان بيرون است. سر رشته دلِ بسيارى از ما در دست شيطان است و آنجا كه مىپنداريم اين خود هستيم كه به اراده و اختيار خويش عمل مىكنيم، در واقع خود را فريب مىدهيم و در حقيقت اين شيطان است كه بر ما تسلط دارد و ما از او فرمان مىبريم. اين همه در حالى است كه ما از ازل با خداى خويش پيمان بسته و متعهد شدهايم كه از شيطان دورى گزينيم و طوق بندگى و فرمانبردارى او را برگردن ننهيم:
أَلَمْ أَعْهَدْ إِلَيْكُمْ يا بَنِي آدَمَ أَنْ لا تَعْبُدُوا الشَّيْطانَ إِنَّهُ لَكُمْ عَدُوٌّ مُبِين؛[١] اى فرزندان آدم، مگر با شما عهد نكردم كه شيطان را مپرستيد، كه او دشمن آشكار شما است.
اگر بخواهيم از اطاعت و فرمانبردارى شيطان دور شويم، بايد سعى كنيم اختيار دلمان را خود به دست بگيريم. اين كار با تمرين و ممارست و تلاش مستمر و مداوم، ممكن و شدنى است. بايد علاقه خود را به چيزهايى كه خداى متعال نمىپسندد به تدريج كم و كمتر نموده و اگر ممكن باشد به صفر برسانيم. البته ما نوعاً نمىتوانيم مانند اولياى خدا شويم كه به طور كلى دل را از هرچه غير خدا و آن محبوب واقعى است تهى سازيم، اما دستكم مىتوانيم تعلقاتمان را به دنيا كم كنيم و كمتر به دنبال هواى نفس و آنچه «دل»
[١] يس (٣٦)، ٦٠.