رستگاران - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٣٢٨ - راز كور و كر شدن آدمى
بهرهاى نمىبريم، بدان سبب است كه دلمان قبلا در گرو چيزى ديگر قرار گرفته و به جايى ديگر بسته شده و از آن جدا نمىشود تا متوجه قرآن گردد. در اين حالت، ما هرچه تلاش مىكنيم كه كنترل دل را در دست بگيريم و آن را به سوى قرآن متوجه نماييم، فرار مىكند و به آنجا كه عادت كرده مىرود. اين مسأله در مورد نمازهاى بسيارى از ما نيز مصداق دارد و هرچه تلاش مىكنيم دلمان را متوجه خدا و نماز كنيم به اين كار موفق نمىشويم. طبيعتاً اصلاح و علاج اين مسأله در گرو آن است كه به عقبتر بازگرديم و عيوب قبلى را برطرف كنيم. اگر مىخواهيم در نماز يا به هنگام تلاوت قرآن دلمان متوجه خدا و قرآن و نماز باشد، بايد از قبل آمادگىهايى را در ايجاد كنيم.
هستند كسانى كه خداوند به آنان توفيق داده و اختيار دلشان را خود در دست گرفتهاند. البته همانگونه كه اشاره كرديم، كمك و توفيق الهى گزافى نيست و اين افراد خودشان زحمتهايى كشيده و زمينههايى را براى جلب عنايات خداوند ايجاد كردهاند. اين افراد به مرحلهاى رسيدهاند كه هرگاه بخواهند، به چيزى فكر و به آن توجه مىكنند، و هرگاه هم نخواهند آن را از صفحه دل و ضمير و ذهن خود بيرون مىكنند. اما افرادى مثل بنده، دلمان در تسلط شيطان است و اختيارش به دست خودمان نيست، و دستكم اين است كه شيطان قسمتى از آن را اشغال كرده و اجازه نمىدهد آنگونه كه خود مىخواهيم آن را اداره كنيم. از اين رو مىبينيم به هنگام مطالعه، با آنكه حواسمان را خوب جمع مىكنيم، به يكباره به خود مىآييم و متوجه مىشويم ساعتى گذشته و ما هنوز همان صفحهاى هستيم كه بوديم! يا مرتباً تصميم مىگيريم كه نمازمان را اينبار ديگر با توجه و حضور قلب بخوانيم، اما بلافاصله بعد از الله اكبرِ اول نماز از جايى ديگر سر در مىآوريم و وقتى به خود مىآييم كه در حال گفتن «السلام عليكم و رحمة الله وبركاته» هستيم! يعنى دل ما در طول نماز همهجا مىرود جز خود نماز!
در دست گرفتن اختيار دل زحمت دارد و به آسانى ميسر نخواهد شد. اگر اسبى چموش را هم بخواهند رام كنند، مدتهاى مديد بايد دنبال او بدوند و زحمتها بكشند؛ چه رسد به دل كه بسيار چموشتر و فرارىتر از آن است. وقتى دل به جايى بسته شد و در گرو چيزى قرار گرفت، به طور طبيعى به همان سو كشيده مىشود و جدا