حدیث حوزه - حدیث حوزه - الصفحة ٨ - اعتبارسنجی و مفهومشناسی احادیث «مَن بلغ»
مقدمه
ضرورت پرداختن به مفهومشناسی احادیث «من بلغ» از آنروست که بهنظر میرسد بسیاری در فهم آن دچار خطا شدهاند و معنای معقول و منطقی را کنار زده و به مفهوم احتمالی، همراه با اشکال و توجیه رو آوردهاند. برخی با استناد به همین روایت قاعده تسامح در ادله سنن را اثبات میکنند؛ تسامح در ادله سنن یعنی: سختنگرفتن بهلحاظ شرایط حجیت در ادله ای که احکام غیر الزامی از آن استنباط میشود، البته افرادی که به این قاعده معتقدند از جهت سعه و ضیق متفاوتند؛ مثلاً برخی بهلحاظ وجود کلمه «ثواب» در احادیث «من بلغ»، آن را فقط در مستحبات جاری میدانند و برخی آن را به مکروهات نیز سرایت میدهند؛ دربارۀ دلیل هم برخی میگویند: میتوان به روایتی که ضعیف است و شرایط حجیت را ندارد استناد کرد[٢] و برخی آن را به استناد به نقل قول از عالمان و یا مذاکره و امثال آن نیز سرایت دادهاند.[٣]
چنان که برخی گفتهاند: از این روایات تنها جواز استنباط حکم استحبابی برداشت می شود؛ اما سایر احکام که منوط به حکم استحبابی است بر آن مترتب نمیشود؛ مثلاً از یک روایت ضعیف، استحباب فلان غسل یا فلان وضو استنباط میشود، گرچه با آن نمیتوان نماز خواند؛[٤] اما برخی گفته اند: حتّی استحباب نیز قابل استنباط نیست، بلکه تنها بر عملی که به امید ثواب یا استحباب و با استناد به روایت ضعیف انجام شده، ثواب داده میشود.[٥]
بهنظر می رسد به کارگیری قاعده تسامح در ادله سنن بهعنوان یک معنای خاص از احادیث «من بلغ» از دیرباز بین دانشمندان شایع بوده است؛ تعابیری که از کتب سیدبن طاووس بهدست می آید، نشان میدهد، حداقل از قرن هفتم هجری به بعد، این برداشت بین علما متداول بوده است؛ اما بحث جدی پیرامون امکانِ به کارگیری چنین معنایی از روایات «من بلغ» و یا ممکننبودن چنین کاربردی، اشکالات وارد شده و پاسخ به آن به دوره های متأخر بر می گردد. شاید مفصلترین بحث را شیخ انصاری(ره) با تدوین رساله ای مستقل در این
[٢]. ر.ک: رسائل فقهیه، ص١٣٧.
[٣]. ر.ک: الاربعین (شیخ بهایی)، ذیل حدیث٣١.
[٤]. ر.ک: مرآة العقول، ج٨، ص١١٥.
[٥]. ر.ک: الفصول المهمة، ج١ ص٦١٧.