حدیث حوزه - حدیث حوزه - الصفحة ٦٦ - «عُلوّ مضمون» در حدیث؛ کارکرد و شاخصهها
در بخشی از این خطبه آمده است كه:
بِتَشْعِیرِهِ الْمَشَاعِرَ عُرِفَ أَنْ لَا مَشْعَرَ لَه وَ بِمُضَادَّتِهِ بَینَ الْأُمُورِ عُرِفَ أَنْ لَا ضِدَّ لَهُ وَ بِمُقَارَنَتِهِ بَینَ الْأَشْیاءِ عُرِفَ أَنْ لَا قَرِینَ لَه؛[١٦١] با به وجود آوردن حواسّ معلوم است كه منزّه از حواس است و از آفریدن اشیاء متضاد پیداست كه ضدّى ندارد، و با ایجاد مقارنت بین اشیاء واضح است كه او را قرینى نیست.
این عبارت که مضمون عالی دارد از جمله كلماتی است كه ذهن اندیشمندان را به خود مشغول ساخته و آنان را در فهم و تفسیر آن به تلاش وا داشته است؛ برای نمونه علی اكبر غفاری دراین باره می نویسد:
امام(ع) با عبارت «بتشعیره المشاعر» چنین اراده كرده است كه خدا مشاعر را صاحب شعور قرار داده است که منفعل می شود و این که انفعالات ایجاد می شوند و سپس از بین می روند، بر این نکته دلالت دارد که خالق این مشاعر منزه از آنهاست.[١٦٢]
ملاصدرا هم در توضیح این روایت می گوید:
در حدیث سابق دانستی كه معنی اینكه خدای متعال «كیف الكیف و این الاین» است این است كه خداوند ذات «كیف» و ذات «این» را بسیط قرار داد كه این نوع از جعل بالاترین قسم ایجاد است. پس همینطور منظور از كلام امام(ع) كه فرمود «بتشعیره المشاعر و تجهیره الجواهر» این است كه خدا خود مشاعر را ابداع كرد و عین و ذات جواهر را خلق كرد این مطلب را امام به این خاطر گفته است كه برهان بر این مطلب تمام شود كه خداوند متعال مشعر ندارد و خدا از جنس جواهر خارج است. [١٦٣]
مرحوم شعرانی سخن متفاوتی دراین باره دارد؛ ایشان در حاشیه وافی می گوید:
مشعر جزئی از كل است برای اینكه محل حس دائما قسمتی از عضوی است كه بوسیله حس درك می كند پس اگر برای خداوند متعال مشعری بود، خدا دارای جزء بود و جزء واجب الوجود بذاته نیست همچنین
[١٦١]. نهج البلاغه، خطبه١٨٧.
[١٦٢]. تحف العقول، ص٦٤.
[١٦٣]. شرح الکافی ملاصدرا، ج٤ ص٧٠.