حدیث حوزه - حدیث حوزه - الصفحة ٣٠ - اعتبارسنجی روایات بطون قرآن بر پایه دیدگاه آیتالله معرفت
و من ثمّ كان تأویل المیزان بالإمام أمیر المؤمنین علیه السّلام، لكونه معیارا لتمییز الحقّ عن الباطل.[٧٢]
سخن آیتالله معرفت در تبیین این تأویل، مشابه سخن علامه طباطبایی است که پیشتر آمد؛ براساس نظریۀ آیتالله معرفت در فرآیند تأویل «میزان» به «عدل» و «امام» الغاء خصوصیت رخ داده است؛ بدین ترتیب که مفهوم ظاهری میزان-ترازو- نادیده گرفته شده و مفهوم عامی همچون معیار تشخیص حقّ و باطل اراده شده است؛ زاویۀ جدیدی از نظریه آیتالله معرفت در اینجا روشن می شود؛ در نظریۀ آیت الله معرفت گفته شد که معنای بطنی حکم یک کبرای کلی را دارد و ظهر یکی از مصادیق آن است؛[٧٣] درحالی که در تأویل «میزان» چنین رابطهای برقرار نیست؛ اگر واژۀ «میزان» در آیه، همان ترازوی متعارف باشد، چگونه از مصادیق «عدل» و «امام» خواهد بود؟! و اگر واژۀ «میزان» مطلق «ما یوزن به» معنا شود -همان گونه که علامه طباطبایی معنا نمود-، رابطه معکوس برقرار میشود و معنای بطنی از مصادیق ظهر خواهد بود!
به نظرمیرسد براساس نظریۀ آیت الله معرفت باید گفت ابتدا معنای عام «میزان» به دست آمده و سپس مصادیق این معنای عام به عنوان معنای بطنی بیان شده اند؛ بدین ترتیب در نظریۀ آیت الله معرفت معنای بطنی دوگونه است: گاهی معنای کلی و عام همان معنای بطنی است؛ نظیر قاعدۀ رجوع جاهل به عالم که در آیۀ سوال گفته شد و گاهی مصادیق معنای کلی و عام، معنای بطنی را تشکیل می دهند؛ توجّه به فلسفه و چرایی بطن در دیدگاه آیت الله معرفت این نکته را آشکارتر میسازد؛ همان گونه که گذشت آیت الله معرفت معتقد بود: اگر به ظاهر و تنزیل آیات اکتفا شود، قرآن کتاب تاریخ خواهد شد؛[٧٤] ازاین رو آیت الله معرفت معانی بطنی را ضامن جاودانگی قرآن میداند؛ زیرا مفاهیم کلی موجود در بطن همواره ساری و جاری خواهند بود؛ ایشان در تفسیر اثری جامع برخی از احادیث را در تبیین دیدگاه خود یادآور شده است؛ امام باقر(ع) در حدیثی می فرمایند:
و لو أنّ الآیة إذا نزلت فی قوم، ثمّ مات أولئك القوم، ماتت الآیة، لما
[٧٢]. همان، ص٥٠.
[٧٣]. ر.ک: «تاویل به روایت معرفت»، ص٢١، خردنامه، ش ٣٢، ١٣٨٨ش.
[٧٤]. ر.ک: همان.