حدیث حوزه - حدیث حوزه - الصفحة ٥١ - نقد روایت «طائر» در مدخل «شهید» دایرةالمعارف قرآن لیدن
کسی که تناسخ را بپذیرد و به آن عقیده داشته باشد، به خدای تعالی کفر ورزیده و بهشت و دوزخ را غیر واقعی تلقی کرده است.[١٣٣]
ممکن است این سؤال مطرح شود: آیا انتقال روح انسان به جسم مثالی نوعی تناسخ است؟ در صورتی که جسم مثالی بخشی از وجود انسان در دوران حیاتش در دنیا بوده و هماکنون به برزخ منتقل شده است. عالمان توضیحات بیشتر و واضحتری برای جسم مثالی و عالم برزخ انسان دارند؛ بهعنوان مثال علامه طهرانی در کتاب معادشناسی مینویسد:
مراحل وجودی انسان: طبع و مادّه، ذهن و برزخ، روح و نفس انسان دارای سهمرحله است؛ اوّل: بدن او كه به عالم طبع و مادّه تعبير میشود؛ دوّم: قوای فكريّه و تخيّليّه كه از آن به عالم مثال و صورت تعبير میشود؛ سوّم: روح و نفس او كه از آن به عالم نفس تعبير میگردد. اين سهمرحله از هم جدا نيستند بلكه داخل يكديگرند، نه مثل آنكه يك نخود را با يك لوبيا پهلوی هم قرار دهيم و نه مانند آنكه يك قاشق را داخل استكان و استكان را داخل ظرفی بگذاريم، بلكه بدن منفكّ از صورت و صورت منفكّ از روح نيست؛ بدن مندكّ در صورت و صورت مندكّ در نفس است.[١٣٤]
ایشان جهت ملموسساختن درهمتنیدگی جهات وجود انسان، بادام و روغن آن را مثال زده و می نویسد:
بدن انسان مانند جسم دانۀ بادام است و عالم مثال و صورت انسان مانند روغن بادام و عالم نفس و روح انسان مانند جوهره و عصارۀ بادام.[١٣٥]
بنابراین وجود جسم مثالی در برزخ ارتباطی با مسئلۀ تناسخ نداشته و بخشی از وجود انسان است، با توجه به توضیحات گذشته، دمیدهشدن روح مؤمن یا شهید در «حوصله» یا «جوف» پرندهای، بهطور قطعی باطل و مخالف نص صریح قرآن و سنت است.
٣. تناقض روایات دال بر «جسم مثالی» در برزخ با روایت «طائر»
[١٣٣]. سفینة البحار، ماده نسخ.
[١٣٤]. معادشناسی، ج١، ص١٧٣.
[١٣٥] . همان، ص ١٧٤.