حدیث حوزه - حدیث حوزه - الصفحة ٤٧ - نقد روایت «طائر» در مدخل «شهید» دایرةالمعارف قرآن لیدن
کلی متن دیگری دارد. روایت از این قرار است:
قَالَ عَلِيُّ بْنُ الْحُسَيْنِ (ع) يَخْرُجُ مِنْ وُلْدِي رَجُلٌ يُقَالُ لَهُ زَيْدٌ يُقْتَلُ بِالْكُوفَةِ وَ يُصْلَبُ بِالْكُنَاسَةِ يُخْرَجُ مِنْ قَبْرِهِ نَبْشاً يُفْتَحُ لِرُوحِهِ أَبْوَابُ السَّمَاءِ يَبْتَهِجُ بِهِ أَهْلُ السَّمَاوَاتِ يُجْعَلُ رُوحُهُ فِي حَوْصَلَةِ طَيْرٍ أَخْضَرَ يَسْرَحُ فِي الْجَنَّةِ حَيْثُ يَشَاءُ. قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ؟ص؟ لِلْحُسَيْنِ يَا حُسَيْنُ يَخْرُجُ مِنْ صُلْبِكَ رَجُلٌ يُقَالُ لَهُ زَيْدٌ يَتَخَطَّى هُوَ وَ أَصْحَابُهُ يَوْمَ الْقِيَامَةِ رِقَابَ النَّاسِ غُرّاً مُحَجَّلِينَ يَدْخُلُونَ الْجَنَّةَ بِلَا حِسَاب.[١١٧]
مشابه این روایت نیز با اختلافاتی در أمالی شیخ صدوق ذکر شده است.[١١٨] بررسی متون و منابع روایت طائر نشان میدهد، این روایت در منابع متأخر بازتاب بیشتری داشته است. نقدهای جدی بر این روایت وارد است که عبارتنداز:
١. تعارض حدیث «طائر» با عزت و کرامت شهید
شهید از بندگانی است که خداوند او را گرامی داشته و نعمت های ویژهای_ که برای ما قابل درک نیست_، به آنان اعطا میکند؛ بههمین جهت در سورۀ یٰس، از زبان کشتۀ آل فرعون آمده است:
<... قالَ يا لَيْتَ قَوْمی يَعْلَمُونَ= بِما غَفَرَ لی رَبِّی وَ جَعَلَنی مِنَ الْمُكْرَمين>[١١٩]
در توضیح نوع کرامتی که به این شهید اعطا شده مؤلف تفسیر المیزان می نویسد:
موهبت اكرام، دامنهاش وسيع است و شامل حال بسيارى از مردم مىشود؛ مانند: «اكرام به نعمت» كه در آيۀ <فَأَمَّا الْإِنْسانُ إِذا مَا ابْتَلاهُ رَبُّهُ فَأَكْرَمَهُ وَ نَعَّمَهُ فَيَقُولُ رَبِّي أَكْرَمَنِ>[١٢٠] آمده و نيز «اكرام به قرب خدا» كه در آيۀ <إِنَّ أَكْرَمَكُمْ عِنْدَ اللَّهِ أَتْقاكُم>[١٢١] اشاره شده است؛ چون كرامت داشتن عبد نزد خدا، خود اكرامى از خدا نسبت به او است؛ ولٰكن با اينحال بندهاى كه برخوردار از نعمتهاى خدا است و يا نزد خدا محترم است، جزو مكرمين شمرده نمىشود؛ يعنى كلمه «مكرمين» بهطور اطلاق دربارۀ او بهكار نمىرود؛ تنها اين كلمه على الاطلاق دربارۀ دو طائفه از خلايق خدا بهكار مىرود:
[١١٧]. روضةالواعظين وبصيرة المتعظين، ج٢، ص٢٦٩.
[١١٨]. ر.ک: أمالی (صدوق)، ص٤٠.
[١١٩]. یس، آیات٢٦-٢٧.
[١٢٠]. فجر، آیۀ١٥.
[١٢١]. حجرات، آیۀ١٣.