٤ ص
٥ ص
٦ ص
٧ ص
٨ ص
٩ ص
١٠ ص
١١ ص
١٢ ص
١٣ ص
١٤ ص
١٥ ص
١٦ ص
١٧ ص
١٨ ص
١٩ ص
٢٠ ص
٢١ ص
٢٢ ص
٢٣ ص
٢٤ ص
٢٥ ص
٢٦ ص
٢٧ ص
٢٨ ص
٢٩ ص
٣٠ ص
٣١ ص
٣٢ ص
٣٣ ص
٣٤ ص
٣٥ ص
٣٦ ص
٣٧ ص
٣٨ ص
٣٩ ص
٤٠ ص
٤١ ص
٤٢ ص
٤٣ ص
٤٤ ص
٤٥ ص
٤٦ ص
٤٧ ص
٤٨ ص
٤٩ ص
٥٠ ص
٥١ ص
٥٢ ص
٥٣ ص
٥٤ ص
٥٥ ص
٥٦ ص
٥٧ ص
٥٨ ص
٥٩ ص
٦٠ ص
٦١ ص
٦٢ ص
٦٣ ص
٦٤ ص
٦٥ ص
٦٦ ص
٦٧ ص
٦٨ ص
٦٩ ص
٧٠ ص
٧١ ص
٧٢ ص
٧٣ ص
٧٤ ص
٧٥ ص
٧٦ ص
٧٧ ص
٧٨ ص
٧٩ ص
٨٠ ص
٨١ ص
٨٢ ص
٨٣ ص
٨٤ ص
٨٥ ص
٨٦ ص
٨٧ ص
٨٨ ص
٨٩ ص
٩٠ ص
٩١ ص
٩٢ ص
٩٣ ص
٩٤ ص
٩٥ ص
٩٦ ص
٩٧ ص
٩٨ ص
٩٩ ص
١٠٠ ص
١٠١ ص
١٠٢ ص
١٠٣ ص
١٠٤ ص
١٠٥ ص
١٠٦ ص
١٠٧ ص
١٠٨ ص
١٠٩ ص
١١٠ ص
١١١ ص
١١٢ ص
١١٣ ص
١١٤ ص
١١٥ ص
١١٦ ص
١١٧ ص
١١٨ ص
١١٩ ص
١٢٠ ص
١٢١ ص
١٢٢ ص
١٢٣ ص
١٢٤ ص
١٢٥ ص
١٢٦ ص
١٢٧ ص
١٢٨ ص
١٢٩ ص
١٣٠ ص
١٣١ ص
١٣٢ ص
١٣٣ ص
١٣٤ ص
١٣٥ ص
١٣٦ ص
١٣٧ ص
١٣٨ ص
١٣٩ ص
١٤٠ ص
١٤١ ص
١٤٢ ص
١٤٣ ص
١٤٤ ص
١٤٥ ص
١٤٦ ص
١٤٧ ص
١٤٨ ص
١٤٩ ص
١٥٠ ص
١٥١ ص
١٥٢ ص
١٥٣ ص
١٥٤ ص
١٥٥ ص
١٥٦ ص
١٥٧ ص
١٥٨ ص
١٥٩ ص
١٦٠ ص
١٦١ ص
١٦٢ ص
١٦٣ ص
١٦٤ ص
١٦٥ ص
١٦٦ ص
١٦٧ ص
١٦٨ ص
١٦٩ ص
١٧٠ ص
١٧١ ص
١٧٢ ص
١٧٣ ص
١٧٤ ص
١٧٥ ص
١٧٦ ص
١٧٧ ص
١٧٨ ص
١٧٩ ص
١٨٠ ص
١٨١ ص

حدیث حوزه - حدیث حوزه - الصفحة ٩٨ - تحلیل جامعه شناختی موانع پایداری حکومت علوی با تأکید بر نهج البلاغه

این جنگ‌ها باتوجه به اینکه از یک سو جنگ‌های داخلی بین مسلمانان بود و از سوی دیگر بدون غنائم و اسیر بود، مردم را به شک و تردید انداخت؛ که چرا جنگ با مسلمانان باشد؟ در واقع یک نوع واگرایی بین مردم ایجاد شده بود؛ پس با امام(ع) همراهی نکردند و درست در آستانه پیروزی حق بر باطل با نیرنگ دشمن، شکست را برای امام محقق کردند؛ این جنگ‌ها عوارض و مشکلات فراوانی را برای حکومت حضرت پدید آوردند؛ مانند ایجاد فتنه، تردید و شک در حقانیت حضرت در دل بسیاری از مردم، سوء‌استفاده‌های فراوان و آگاهانه بنی‌امیه از فضای غبارآلود فتنه‌ها، ایجاد بسترهای لازم برای اتهام زنی به حضرت و ایجاد شرایطی برای خیانت برخی یاران امام و ملحق شدنشان به جبهه باطل؛ بنابراین از علت های  مهم ناپایداری حکومت حضرت(ع)، آماده نبودن بسترهای لازم حاکم بر جامعه برای پذیرش حکومت و اقدامات و برنامه‌های اصلاحی حضرت بود که جنگ های داخلی را به راه انداخت و بین مسلمانان تفرقه و تردید ایجاد کرد و زمینه ساز همکاری نکردن مردم با امام(ع) و محقق نشدن اهداف و ناپایداری حکومت حضرت شد.

نتیجهگیری

حضرت در شرایطی زمام امور حکومتی را به دست گرفتند که جامعه از نظر اجتماعی، فرهنگی، سیاسی، اقتصادی ومدیریتی به اختلاف کشیده و کاملاً دگرگون شده بود؛ سنت پیامبر(صل) تغییر و کم‌کم به فراموشی سپرده شده و بدعت‌ها جایگزین آن گردیده بود؛ اموال عمومی به تاراج رفته و در دست افراد خاصی قرار گرفته بود؛ این اختلاف ها و دگرگونی جامعه در دوران خلفای پیشین، به ویژه خلیفه دوم ایجاد و در دوره خلیفه سوم به اوج رسیده بود؛ به طوری که همین دگرگونی موجب شورش مردم و قتل عثمان گردید؛ در چنین جامعه‌ای حضرت تنها و بدون یار و یاور وفادار بودند؛ به دلیل همراهی نکردن مردم و نبود کارگزاران شایسته و کافی و همچنین مقابله خواص با حضرت و تحمیل جنگ‌های داخلی، حضرت را برای اجرای برنامه‌های حکومتی در تنگنا قرار می داد. بنابراین وقتی جامعه آمادگی پذیرش حکومتی را نداشته و زیرساخت‌ها و بسترهای لازم حاکم بر جامعه در تمام ابعاد حکومتی را دارا نباشد، زمینه نابودی‌اش فراهم می شود؛ البته این ارتباطی با حق یا باطل بودن حکومت ندارد؛ این یک قانون