جهان بينى و شناخت - سبحانی، سعید - الصفحة ٣٢
خلاصه ١- گروهى قايلند به اينكه ارتباط جهانبينى با ايدئولوژى، ارتباطى توليدى است و قوانين طبيعت بايد در زندگى الگو قرار گيرد. در تحليل اين نظريه، گفته شد كه قول اين عده فاقد دليل است؛ زيرا به چه دليل، بايد قانون حاكم بر طبيعت كور و كر، بر جامعه انسان عاقل و آشنا به مصالح و مفاسد، حكومت كند؟
٢- گروهى ديگر معتقدند: هيچ رابطهاى بين جهانبينى و ايدئولوژى وجود ندارد. با بيان قول سوم، سستى اين نظريه روشن گرديد.
٣- گروه سوم، كه نظريهشان صحيح به نظر مىرسد، مىگويند: جهانبينى وظيفهاى جز معرفى موضوع براى ايدئولوژى ندارد و عقل عملى به كمك عقل نظرى، مىتواند از آن بهره بگيرد؛ مثلًا، وقتى نظم در طبيعت را ديد، نتيجه مىگيرد كه در زندگى نيز بايد نظم باشد.
پرسش ١- سه نظريه درباره ارتباط بين جهانبينى و ايدئولوژى نام ببريد.
٢- نظريه توليدى بودن ايدئولوژى از جهانبينى را شرح دهيد.
٣- كسانى كه از نظريه توليدى بودن ايدئولوژى از جهانبينى حمايت مىكنند، معمولًا چه اهدافى دارند؟
٤- نظريه «حكمت نظرى پايهاى براى حكمت عملى» را بيان كنيد.
٥- آيه «وَ لَا تَقْرَبَا هذِهِ الشَّجَرَةَ» چگونه مىتواند نتيجه براى آيه «وَ عَلَّمَ آدَمَ الْاسْماءَ كُلّها» باشد؟