جهان بينى و شناخت - سبحانی، سعید - الصفحة ٢٢
دين از نظر اجتماعى گسترش ابعاد زندگى اجتماعى و برچيده شدن بساط زندگى فردى او از بيابانها حاكى از گرايش انسان به زندگى اجتماعى است كه در پرتو همكارى با ديگران بتواند بر مشكلات چيره گردد و با برداشتن موانع، به زندگى سعادتمندانه برسد. ولى از آنجا كه همكارى متقابل و عادلانه با روحيه زيادهطلبى برخى از انسانها سازگار نيست، اين افراد، هرگاه فرصتى به دست آورند، از تجاوز به حقوق ديگران خوددارى نمىكنند. تاريخ اين حقيقت تلخ را كه هميشه طبقه زورمند، از گروه ناتوان به عنوان ابزار زندگى استفاده مىكرده است، تأييد مىكند. همه اين زورگويىها ناشى از حس «خود خواهى» و «مرز نشناسى» برخى از انسانها است كه مىخواهند همه چيز را در مسير منافع خود قرار دهند.
بنابراين، لزوم طرح قانون اجتماعى براى تشكيل يك اجتماع صحيح انسانى احساس مىشود؛ طرحى كه داراى دو ويژگى باشد:
الف- وظايف افراد در محيط اجتماع مشخص و روشن باشد تا از برخوردها و تزاحم منافع طرفين جلوگيرى شود. «١» زيرا يك فرد هر قدر هم عدالتخواه و وظيفهشناس باشد، تا روش كار و خط مشى او در فعاليتهاى اجتماعى تعيين نگردد، نمىتواند از برخورد قهرى با حقوق ديگران كه لازمه يك زندگى اجتماعى است، مصون باشد.
ب- با اجراى يك سلسله اقدامات مفيد و تعيين مجازاتها، بر خودكامگىها و مرزنشناسىها خاتمه دهد.
چنين طرحى چيزى جز دين- كه زيربناى اجتماع انسانى را پىريزى مىكند- نيست.
(در درس نخست، بيان شد كه طرّاح اين طرح بايد داراى ويژگيهايى باشد كه در غير خدا وجود ندارد.)