مسائل نظامى و استراتژيك معاصر - شیرودی، مرتضی - الصفحة ٨٢
اختلاط قوا «١»، تفكيك قوا و همكارى قوا تقسيم مىكنند. در اسلام نيز اگر چه طبقهبندى حكومتها بر پايه ايمان و اعتقاد به خداوند انجام مىگيرد، ولى حكومت اسلامى را مىتوان براساس تفكيك قوا و مانند آن به وجود آورد. به عنوان مثال، مطابق اصل ٥٧ قانون اساسى، حكومت در جمهورى اسلامى بر مبناى تفكيك قواست كه در آن ارتباط قواى سهگانه به وسيله ولايت فقيه كه در رأس نظام قرار دارد، صورت مىگيرد. «٢» حكومتهاى اسلامى و مردمى چون براساس خواست و انتخاب مردم تحقق مىيابند، از حمايت و پشتوانه (مشروعيت) «٣» آنان برخوردارند. در نقطه مقابل آن، اگر حكومتى بدون خواست مردم به قدرت رسيده باشد، از مشروعيت بهرهمند نخواهد بود. بنابراين، سياستها و استراتژيها در آن بدون در نظر گرفتن نظريات مردم انجام مىشود. «٤» روشن است چنين تصميمگيريهاى سياسى و نظامى، سست و شكننده خواهد بود.
با اين وصف، نوع حكومت، مشروعيت و يا فقدان مشروعيت يك حكومت تأثيرى در شكلگيرى كشور ندارد. امّا هر يك از دو عنصر فوق در كاركرد حكومت تأثير بسزايى دارد. همين مسأله تأثير مستقيمى بر تصميمگيريهاى مختلف حكومت بر جاى مىگذارد.
به بيان ديگر، حكومتهاى مردمى سعى دارند در جميع تصميمگيريهاى خود به نظريات مردم توجّه كنند. اين امر اتّخاذ هرگونه تصميمگيرى سياسى، نظامى (استراتژى) و مانند آن را، بخصوص در شرايط بحرانى (مانند شروع يك جنگ ناگهانى) طولانىتر خواهد كرد. در عوض تصميمى كه برخواست مردم استوار باشد، از حمايت همهجانبه آنان برخوردار خواهد بود. «٥» د- حاكميت:
هر يك از سه عامل سرزمين، جمعيت و حكومت در سازمانها و