مسائل نظامى و استراتژيك معاصر - شیرودی، مرتضی - الصفحة ٦٢
اقدامات فوق به عقيده مائوتسه تونگ «١»- رهبر انقلاب چين- در سه مرحله انجام مىشود. اوّل، مرحله دفاع استراتژيك: كه در آن ضمن تلاش در جهت متحد كردن مردم، بتدريج عمليات نظامى و سياسى (مانند اعتصابات) صورت مىپذيرد. دوم، مرحله تدارك آفندى: در اين مرحله چريكها در جهت يكپارچگى بيشتر مردم، توسعه عمليات و تدارك سلاح و لوازم پزشكى و آذوقه اقدام مىكنند. سوم، مرحله آفند استراتژيك: چريكها در صورت گذراندن موفقيت آميز دو مرحله قبلى، توانايى لازم را براى نيل به پيروزى پيدا مىكنند. بنابر اين، با استفاده از قدرت حاصله در جهت تسليم يا انهدام دشمن اقدام مىكنند. «٢» ج- جنگ روانى «٣» : سابقه كاربرد عملى جنگ روانى بسيار طولانى است، ولى بطور مشخّص چينيها «٤» و سپس مسلمانان اولين كسانى بودند كه از جنگ روانى استفاده كردند. «٥» بعدها در قرن بيستم و بخصوص در جنگ جهانى اوّل و به ميزان بيشترى در جنگ جهانى دوم و در دوران جنگ سرد، از آن استفاده گرديد. از ابداع واژه جنگ روانى زمان كمترى مىگذرد، زيرا در سال ١٩٠٢ ميلادى (١٢٨١ ه. ش.) جان فُولِر انگليسى اوّلين كسى بود كه اصطلاح جنگ روانى را به كار برد. ٢٢ سال بعد، دولت انگليس، اصطلاح «جنگ سياسى» را به جاى آن، مورد استفاده قرار داد و سرانجام در سال ١٩٤٠ ميلادى (١٣١٩ ه. ش.) با انتشار مقاله «جنگ روانى و چگونگى به راه اندازى آن» واژه جنگ روانى وارد فرهنگ نظامى آمريكا و سپس جهان گرديد. «٦»