مسائل نظامى و استراتژيك معاصر - شیرودی، مرتضی - الصفحة ٤٢
دريايى، گلوگاهها و تنگههاى دريايى در دو بُعد تجارى و نظامى اصل حاكم در استراتژى دريايى است. تسلط بر درياها مشتمل بر سطح، اعماق و فضاى بالاى درياهاست. هر كشورى كه بتواند با بهرهگيرى از تكنولوژى برتر و عناصر ديگرى كه بر قدرت دريايى مىافزايد (مانند علاقهمند كردن مردم به امور دريايى، موقعيت جغرافيايى مناسب) به بهرهبردارى يكجانبه از دريا مبادرت نمايد و ساير كشورها را از استفاده امكانات دريايى محروم سازد، قدرت دريايى برتر محسوب مىشود. با اينكه تغييرات كمّى و كيفى زيادى در ساخت ابزارهاى جنگى و غير جنگى دريايى صورت گرفته است، اما هدف استراتژى دريايى تغييرى نكرده است.
زير درياييها بطور وسيع با كاربردهاى متنوع، از جنگ جهانى اول وارد حوزه استراتژى دريايى گرديد و جنگ در اعماق درياها را پيش روى بشر قرار داد. با توسعه ناوهاى هواپيمابر، نيروى دريايى در ارتباط نزديكى با نيروى هوايى قرار گرفته است. با تجهيز نيروى دريايى به سلاحهاى هستهاى و سيستمهاى ارتباطى پيچيده و مدرن، محروم كردن دشمن از امكانات ارتباطى و تهديد و تخريب تجارت و مراكز استراتژيك دشمن به آسانى امكان پذير است.
اهميت استراتژى دريايى با توجه به حجم درياها نسبت به خشكيها و درصد بالاى مبادلات كالا از طريق دريا، بخوبى روشن مىشود. بنابر اين، تقويت استراتژى دريايى كه در گرو انتخاب سياستهاى دريايى، به كارگيرى مردم علاقهمند به بهرهبردارى همه جانبه از دريا و نظاير آن است را گوشزد مىكند. «١» فقط در اين صورت است كه امكان تسلط كامل بر درياها ميسّر مىشود.» امّا پس از جنگ جهانى دوم با تولد تسليحات هستهاى، توسعه الكترونيك پيشرفته، تحول در اقتصاد و ... از اهميت استراتژى دريايى كاسته