مسائل نظامى و استراتژيك معاصر - شیرودی، مرتضی - الصفحة ٢٥
قدرت بيشتر نظامى، به دستاوردهاى انقلاب صنعتى مجهز گرديد. قدرت نظامى به جاى آنكه بر قدرت قبيله حاكم، استوار باشد، بر قدرت عمومى بنا نهاده شد. بر اين اساس جنگها مفهوم «جنگ تمام عيار» را پيدا كردند، جنگهايى كه در آن همه امكانات يك ملت براى پيروزى د رجنگ بسيج مىشد. اوج چنين تغييرات چشمگيرى را مىتوان در فرانسه و در ارتش ناپلئون بناپارت (امپراتور فرانسه در اواخر قرن ١٨ و اوايل قرن ١٩ ميلادى) مشاهده كرد. «١» اين روند در جنگهاى داخلى امريكا به سوى تكامل بيشترى رفت.
ب- استراتژى نظامى در جنگهاى داخلى آمريكا و بعد از آن جنگهاى داخلى آمريكا بين ايالات صنعتى شمال و ايالات كشاورزى و بردهدارى جنوب در سال ١٨٦١ ميلادى (١٢٤٠ ه. ش.) آغاز شد و پس از چهار سال با پيروزى شماليها به پايان رسيد. اين جنگ براى لغو بردهدارى جنوب آمريكا بر پا شد و خسارات انسانى و اقتصادى زيادى برجاى گذاشت. «٢» ثمره جنگ در وهله اوّل، اتحادِ ايالات شمالى و جنوبى آمريكا و در وهله دوم، تأثيرات آن بر استراتژى نظامى بود.
جنگهاى داخلى آمريكا، «جنگ مدرن» به حساب مىآيد، زيرا براى اولين بار پديدهها و سلاحهاى نظامى جديدى به كارگرفته شد. به عنوان نمونه، مىتوان به بهرهگيرى از نيروى بخار در كشتيها، به كارگيرى هماهنگ و در مقياس وسيع از راه آهن، كشتيهاى زره دار براى حمل نيرو، آذوقه و مهمات اشاره كرد؛ همچنين به استفاده از تفنگهاى دوربيندار در پياده نظام، افزايش ظرفيت مقاومت و نفوذ ناپذيرى استحكامات، بهرهمندى از سلاحهاى گرم و آتشينِ دور برد (مانند مسلسل)، اجراى اولين قانون سربازگيرى «٣»، بهرهبردارى از منابع اقتصادى، نيروى انسانى و توليدات صنعتى، ضرورت به كارگيرى توأم منابع فرهنگى، سياسى، اقتصادى و نظامى براى افزايش قدرت نظامى و ... در اين جنگ مىتوان اشاره كرد. «٤» بعدها اين نوآوريها، توسط