عبرتهاى عاشورا

عبرتهاى عاشورا - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٢٩


«كانَ اكْثَرُ عِبادَةِ ابى‌ذَرٍّ رَحْمَةُ اللَّهِ عَلَيْهِ الْتَّفَكُّرُ وَ الْاعْتِبارُ» «١»
بيشترعبادت ابوذر رحمةاللَّه عليه- انديشيدن و عبرت آموختن بود.
٢- بصيرت: قرآن مجيد در برخى موارد كه از عبرت و عبرت آموزى ياد مى‌كند، آن را به صاحبان بصيرت نسبت مى‌دهد و مى‌فرمايد:
«انَّ فى ذلِكَ لَعِبْرَةً لِاولِى الْابْصارِ» «٢»
همانا در اين [رويداد] براى بابصيرتان، عبرتى است.
بدين سان، قرآن كريم به گونه تلويحى بى بصيرتان را كوردلانى معرفى مى‌كند كه خود را از عبرت‌ها محروم ساخته‌اند؛ چنان كه در آيه‌اى ديگر ضمن اظهار گله از انسانها كه چرا در زمين نمى‌گردند تا بصيرت يابند و عبرت گيرند، از كورى دل‌ها با صراحت ياد مى‌كندو مى‌فرمايد:
افَلَمْ‌يَسيرُوا فِى الْارْضِ فَتَكُونَ لَهُمْ قُلُوبٌ يَعْقِلُونَ بِها اوْ آذانٌ يَسْمَعُونَ بِها فَانَّها لا تَعْمَى الْابْصارُ وَ لكِنْ تَعْمَى الْقُلُوبُ الَّتى فِى الصُّدُورِ» «٣»
آيا در زمين نمى‌گردند تا دل‌هايى داشته باشند كه با آن، درك كنند يا گوش‌هايى داشته باشند كه با آن بشنوند؟! چراكه چشمان [ظاهر] كور نمى‌شوند، بلكه دل‌هايى كه در سينه‌ها جاى دارند، كور مى‌گردد!
٣- خرد ناب: صفت ارزشمند «اولى‌الالباب» در شانزده آيه قرآن به كار رفته است.
واژه «لب» به معناى عقل خالص و خرد ناب است «٤» كه در همه كس يافت نميشود گرچه همه، به ظاهر، از عقل برخوردارند. از اين رو، قرآن مجيد، پندآموزى و عبرت‌گيرى را ويژه اولى الالباب مى‌داند و مى‌فرمايد: