عبرتهاى عاشورا

عبرتهاى عاشورا - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٢٣


قرآن بر چهار بخش نازل شده است: يك چهارم درباره ما و يك چهارم درباره دشمنان ما و يك چهارم درباره سنّت‌ها و مَثَل‌ها و يك چهارم ديگرش درباره فريضه‌ها و احكام [الهى‌] است.
آشكار است كه آنچه به دشمنان اهل بيت عليهم السلام اختصاص يافته، جنبه عبرت آموزى دارد؛ همان گونه كه بخشى از سنت‌ها و مثل‌ها چنينند. براى نمونه، به ماجراهاى زير مى‌نگريم:
داستان قارون:
قارون ثروت اندوزى بى رحم از قوم بنى اسرائيل بود و چنان مال و ثروت اندوخته بود كه كليدهاى خزينه‌ها و انبارهايش رامردانى قوى هيكل، حمل مى‌كردند. او، دين الهى و فطرت و اخلاق انسانى را زير پا نهاد و به جاى بهره‌گيرى درست از نعمت‌هاى سرشار الهى و كمك به همنوعان و مستمندان، به تفاخر و تجمل پرستى پرداخت و حتّى از پرداخت حقوق واجب الهى و انفاق و احسان نيز سر باز زد و اندرز دلسوزانه مردم را ناشنيده گرفت آن گاه كه بدو گفتند:
«وَابْتَغِ فيما اتيكَ اللَّهُ الدَّارَ الْاخِرَةَ وَ لا تَنْسَ نَصيبَكَ مِنَ الدُّنْيا وَ احْسِنْ كَما احْسَنَ اللَّهُ الَيْكَ ...» «١»
و در آنچه خدا به تو داده، سراى آخرت را بطلب و بهره‌ات را از دنيا فراموش مكن و همان گونه كه خدا به تو نيكى كرده، نيكى كن.
او همه الطاف الهى و خدمات گوناگون اجتماعى مردم را ناديده گرفت و باخيره سرى گفت:
«انَّما اوتيتُهُ عَلى عِلْمٍ عِنْدى» «٢»
من اين‌ها را از نتيجه دانش خود يافته‌ام.
كفران نعمت، بخل، رفاه‌طلبى بسيار، تكاثر ثروت، تبهكارى و بى رحمى قارون،