اخلاق اسلامی (ترجمه جلد 15 بحار الأنوار) - علامه مجلسی - الصفحة ٩٤ - باب سوم در سرشت مؤمن و تولدش از كافر و بر عكس و برخى اخبار ميثاق زياده از آنچه در كتاب توحيد و عدل گذشته
باشند كه پيشتر ذكر شده در قول خدا.
ياد آور كه يادآورى سود دهد مؤمنان را، و دلالت دارد كه آفرينش تا مؤمنان براى خاطر مؤمنانست چنانچه در اين خبر اشاره بآنست و نگرد مؤمن بكافر و مرا سپاس گويد و براى اينشان آفريدم.
٤- اگر همه اينها را پذيريم گوئيم: هدف ذاتى بايد بدنبال كار حكيم آيد و آن تكليف بعبادتست نه خود آن و تكليف شامل همه پريان و آدميانست و روايات دلالت دارند كه كودكان و ديوانگان هم روز قيامت براى امتحان مكلف شوند چنانچه در كتاب جنائز آيد.
و اينكه فرمود و پيش از مردن شما با اينكه حيات آن را ميرساند آگهى بر آنست كه در سعادت و شقاوت بايد سرانجام را سنجيد و اينكه طاعت و معصيت را در مخلوقات خود آورد از نظر اسناد بعلت بعيده است كه آفرينش خود بشر است گرچه فعل آنها است يا منظور از خلق اندازهگيريست و ظاهرش اينست كه بهشت و دوزخ آفريده شدند چنانچه عقيده بيشتر بلكه همه اماميه است و بيشتر عامه و سخن در آن كتاب معاد گذشت.
و بدانش نافذم در آنها كه به ژرف ذات و اوصاف و كردارشان ميرسد و در آنها روانست، و ساختم از آنها شقى و سعيد كه ميدانستم هنگام خلقش شقى شود باختيار خود يا منظور ماده شقاوت پذير است گرچه بدان وادار نيست و همچنين در سعيد.
ذميم: در بيشتر نسخه بذال نقطهدار است كه زشت چهره باشد و در يك نسخه بدال بىنقطه كه كوتاه قد زبونست، و مرا رسد كه دگرگون كنم زيرا سرشت و تقدير در آنها ذاتى نيست و مخالف با اختيار خير و شر نيست و اگر هم حتمى باشد بدا، پذير است.
و مسئول نباشم از آنچه كنم زيرا موافق حكمت و صلاح و پسند عقل است