اخلاق اسلامی (ترجمه جلد 15 بحار الأنوار) - علامه مجلسی - الصفحة ٩٠ - باب سوم در سرشت مؤمن و تولدش از كافر و بر عكس و برخى اخبار ميثاق زياده از آنچه در كتاب توحيد و عدل گذشته
باشد، بسوى بهشت برويد سالم از شكنجه و كيفر يا بدان چه بهشت بايست كند برويد سالم از شبهه و وسوسه شياطين، پيمان عموم پيمبران فروتر و بدنبال پيمان اولو العزم بوده و در ذكر پيش داشته و از اين رو كلمه (ثم) آورده و اولو العزم نوح است و ابراهيم و موسى و عيسى و محمد ٦ كه بهمراه اقرار آنان بنبوت خود هم اقرار كرده، و بقولى: چون اولو العزم شناخته و معروفند بواژه آن پنج از آنها تعبير كرده و نام آنها را نبرده و اخذ پيمان اضافى از آنان كه در رتبه و شرف پيشند براى اينست كه تكليف باندازه فهم و آمادگى است و هر چه بيش باشند پيش است، و مراتب پيشى را هر كس بهره از آن دارد باندازه بهرهاش ميشناسد، و آدم چون تصميم نگرفت باقرار بمهدى ٧ اولى العزم شمرده نشد، و همانا تصميم گرفت باقرار بر ديگر اوصياء.
و مقصود از اينكه آن را وانهاد يعنى تصميم نگرفت، و شايد رازش اين باشد كه دور دانست نوع آدمى بواسطه وجود مهدى يگانه شوند و اختلاف آنها بر افتد. پايان.
گويم: منظور از بىتصميمى در اين باره اينست كه بدان اهميت نداد و بياد نسپرد، يا بزبان نياورد، چون هيچ كدام اينها واجب نيست نه اينكه باور نداشت زيرا كه آن مناسب مقام نبوت نيست بلكه مقام فروتر از آن، و اينكه گفت همانا آن را وانهاد يعنى فراموشى در اينجا بدين معنا است و بحقيقت خود بر پيمبران نارواست يا در قرائت مخصوص امامان : فترك بود بجاى فنسى يا مقصود اين است كه عزم بر اقرار مذكور را وانهاد يا اقرار كامل نكرد و نياورد يا نخست اقرار كرد و آنگه وانهاد و معنى نخست روشنتر است ...
٢٥- كافى (ج ٢ ص ٨- ١٠) بسندش از حبيب سيستانى كه شنيدم امام ابى جعفر ٧ ميفرمود: چون خدا عز و جل نژاد آدميزاده را از پشتش در آورد تا از آنها پيمان بر ربوبيت ستاند براى خود، و بر نبوت هر پيغمبر نخست پيمان بر نبوت