الاحتجاج - ترجمه جعفری - الطبرسي، أبو منصور - الصفحة ٢٤ - قسمتى از فرمايشات پيامبر صلَّى الله عليه و آله پيرامون جدال و احتجاج و مناظره با مخالفان اسلام
با جفت خود نزديكى نموده و در اثر اين مقاربت ، پسرى مانند عزير متولَّد شده ، در اين صورت شما پروردگار جهان را يكى از موجودات مادّى و محدود جهان پنداشته و به او صفاتى چون صفات مخلوقين دادهايد .
گفتند : مراد ما [ از ولادت ] اين معنى نيست ، زيرا آن بنا به گفتهء شما كفر و نادانى است . بلكه مقصود ما از پسر خدا بودن احترام و عظمت است . هر چند ولادتى در كار نباشد ، چنان كه شخص عالم و استاد به شاگردش مىگويد : « اى پسر من » يا « تو پسر من هستى » ، و نظر او از اين تعبير تنها اظهار محبّت است و احترام نه اثبات ولادت . و اين سخن را به كسى مىگويد كه هيچ نسبتى ميانشان نيست . و به همين تعبير خداوند عزير را از نظر شرافت و عظمت پسر خود برگزيد نه بر اساس ولادت .
فرمود : با اين توجيه نيز پاسخ شما همان بود كه در ابتدا گفتم ، زيرا بر اساس اين تعبير ، موسى عليه السّلام براى اين مقام شايسته تر بوده است . بدرستى كه خداوند با اقرار اهل باطل آنان را رسوا مىكند ، و حجّت را بر عليه ايشان برمىگرداند ، اين توجيهى كه بدان استدلال نموديد شما را به راهى دشوارتر از آنچه گفتيد مىاندازد . زيرا شما گفتيد : يكى از بزرگانتان بدون اثبات ولادت به غريبه اى مىگويد : « اى پسر من » و « تو پسر من هستى » ، و نيز به