الاحتجاج - ترجمه جعفری - الطبرسي، أبو منصور - الصفحة ٢٢٢ - گوشه اى از حوادث پس از وفات رسول خدا صلَّى الله عليه و آله از لجاجت و جدال در امر خلافت از هر دو گروه حقّ و باطل گرفته تا اشاره به عدم پذيرش امارت حضرت علىّ بن أبى طالب عليه السّلام و تمام دسيسه ها
بس كنيد ! كه سوگند به خدا ؛ اشتياق من به مرگ از علاقهء يك بچّهء شيرخواره به پستان مادر بيشتر است ! خدا شما را مرگ دهد ! اگر حقيقت حال شما را از آيات قرآن بيان كنم مانند ريسمان چاه عميق ؛ مرتعش و مضطرب شده ، و حيران و سرگردان از خانه بيرون آمده و سر به بيابان گذاريد ! ولى از اين كار چشمپوشى كرده و زندگى را بر خود ساده و آسان مىگيرم ، تا در نهايت با دست خالى و دور از خوشيهاى دنيايى و با دلى پاك و عارى از هر سياهى لقاى پروردگارم را دريابم ، و اين را بدانيد كه دنياى شما در نظر من مانند ابرى است كه در هوا برخاسته و پهن و ضخيم گشته [ سپس بىهيچ بارشى ] پراكنده شود .
شتاب مكنيد ، زود باشد كه پردههاى تيرهء غفلت و بىخبرى بر طرف شده و نتيجهء بد و زشت كردارتان را ببينيد ، و ميوهء آن دانههاى تلخى كه كاشتيد بصورت سموم كشنده و مهلك درو كنيد ، و اين را بدانيد كه خداوند بهترين حاكم ، و رسول با كرامت او خصم شما ، و روز قيامت ؛ توقّفگاه شما خواهد بود ، اميدوارم كه خدا آنجا را تنها موقف شما قرار داده و شما را به هلاكت برساند ، و السّلام على من اتّبع الهدى ! ! .
با خواندن اين نامه أبو بكر سخت به وحشت افتاده و از سر تعجّب و شگفتزده [ رو به جماعت حاضر نموده و ] گفت : يا سبحان الله ! چه چيز او را تا اين حدّ بر من جسور نموده و از غير من واداشته ؟ ! ،