الاحتجاج - ترجمه جعفری - الطبرسي، أبو منصور - الصفحة ٧٠ - نامهء ابو جهل به رسول خدا صلَّى الله عليه و آله پس از هجرت به مدينه و پاسخ آن حضرت به نقل از امام حسن عسكريّ عليه السّلام
القاءات رحمانى پاسخت را مىدهم . بدان كه تا بيست و نه روز ديگر جنگى ميان ما و شما درخواهد گرفت و خداوند توسّط يكى از ضعيفترين اصحابم تو را خواهد كشت ، و تو در چاه بدر با اجساد دوستانت : عتبه و شيبه و وليد و فلانى - تا چندين نفر را نام برد - ملاقات خواهى كرد ، هفتاد نفر از شما كشته و هفتاد تن اسير خواهيد شد ، و در مقابل آزادى آنها غرامت سنگينى را متحمّل خواهيد شد . سپس آن حضرت خطاب به تمام حاضران ، از مؤمن و يهودى و نصارى و ديگر از افراد فرمود : آيا مايليد محلّ مرگ هر يك از آنان را نشانتان دهم گفتند : آرى ، فرمود : پس رهسپار بدر شويم ، زيرا همان جا ميدان كارزار و اجتماع و بلاى بزرگ خواهد بود ، تا دقيقا و بىهيچ كاستى و فزونى قدم بر محل هلاكتشان گذارم .
اين سخنان بر تمامشان گران آمد و جز وجود مبارك حضرت أمير عليه السّلام كه گفت :
بسيار خوب ، بسم الله ، بقيّه مسلمين ناليده و گفتند : براى رفتن به محلّ بدر به اسب و اسلحه نياز داريم ، و بدون آنها ممكن نيست بدان جا - كه يك روز راه است - برسيم .
سپس پيامبر به يهوديان فرمود : شما نظرتان چيست ؟ گفتند : اى محمّد ما ميخواهيم