الاحتجاج - ترجمه جعفری - الطبرسي، أبو منصور - الصفحة ٦٨ - نامهء ابو جهل به رسول خدا صلَّى الله عليه و آله پس از هجرت به مدينه و پاسخ آن حضرت به نقل از امام حسن عسكريّ عليه السّلام
و كلام آنان را شنيدى قائل نيستى ؟ گفت : نه .
فرمود : پس از كجا در مىيابى تمام آنچه كه با حواست درك كرده اى خيال و اوهام نبوده ؟ گفت : آنها تصوّر و اوهام نبوده است .
رسول خدا صلَّى الله عليه و آله فرمود : آنها خيال و اوهام نبوده ، و گر نه چگونه به مشاهدات خود در جهان اعتماد مىنمودى ؟
نامهء ابو جهل به رسول خدا صلَّى الله عليه و آله پس از هجرت به مدينه و پاسخ آن حضرت به نقل از امام حسن عسكريّ عليه السّلام ٢٤ - آن نامه را با لحنى تهديدآميز اين گونه شروع كرد : اى محمّد ، افكار و انديشههاى نادرست و پريشانت ، شهر مكَّه را برايت تنگ نمود و تو را به سوى يثرب روانه ساخت ، و پيوسته آن افكار ، و تجاوز از حدود ، تو را به سمت فساد و هلاكت سوق داده و مردم يثرب را به بيابان فناء و هلاكت كشانده و در آتش سوزان خواهد سوزاند و جز اين نمىبينم كه عاقبت ، مردان قريش براى نابودى و محو آثار و دفع زيان و گرفتاريت با هم متّحد شده بر تو مىشورند ، و تو همراه اطرافيان نادانت كه فريب حرفهايت را خوردهاند با آنان روبرو خواهى شد ، و يارانت از ترس مرگ خود و أهل و عيال و فقر و بيچارگى