الاحتجاج - ترجمه جعفری - الطبرسي، أبو منصور - الصفحة ٥٩ - قسمتى از فرمايشات پيامبر صلَّى الله عليه و آله پيرامون جدال و احتجاج و مناظره با مخالفان اسلام
پروردگارم كه مطابق ميل و خواهش و دلخواه جاهلان كار كند ، و من نيز مانند شما بشر هستم ، جز آنكه از جانب خداوند جهانيان مأمور به ابلاغ مطالبى شدهام ، و دليل و علامت من همانست كه به من عطا فرموده ، و من نمىتوانم تكليفى براى پروردگارم معيّن نموده و او را از كارى منع و پيشنهادى كنم ، و چنانچه به سخنانتان گوش بسپارم مانند همان نمايندهء پادشاه به سوى مخالفين مىشوم كه پس از مواجهه با آنان و شنيدن پيشنهادات جديدشان بسوى سلطان بازگشته و او را ملزم كند كه مطابق ميل و خواهش آنان رفتار كند .
در اينجا ابو جهل گفت : اينجا يك سؤال باقى مىماند ، و آن اينكه مگر تو خود نگفتى كه قوم موسى هنگامى كه درخواست ديدن خدا را نمودند با نزول صاعقه سوختند ؟
فرمود : آرى . گفت : در اين صورت اگر تو پيامبر بودى ما نيز دچار سرنوشت آنان شده و مىسوختيم ، زيرا درخواست ما بسيار سنگينتر است ، قوم موسى گفتند : « آشكارا به ما نشان بده » و ما گفتيم : « هرگز بتو ايمان نياوريم تا اينكه خدا و فرشتگان را روياروى ما بيارى و ما آنها را ببينيم » ؟ .
رسول گرامى اسلام فرمود : اى ابو جهل آيا قصّهء ابراهيم ؛ هنگامى كه به مقام ملكوت بالا رفت را در اين آيه شنيده اى كه : « و بدينسان ابراهيم را ملكوت آسمانها و زمين مى - نموديم [ تا گمراهى قوم و يگانگى خدايش را دريابد ] و تا از أهل يقين باشد - انعام : ٧٥ » ؟ ،