الاحتجاج - ترجمه جعفری - الطبرسي، أبو منصور - الصفحة ٥٨٩ - احتجاج حضرت أمير عليه السّلام بر قائلين به رأى در احكام شرع و نكوهش اختلاف علما در فتوى و دخالت افراد نااهل در احكام ميان مردم و بيان وجه اختلاف در دين و روايت از رسول خدا صلَّى الله عليه و آله
مطرح مىشود و قاضى به رأى خود حكم مىكند ، پس از آن عين اين جريان نزد قاضى ديگرى عنوان مىگردد ، او درست بر خلاف اوّلى رأى مىدهد . سپس همه نزد پيشوايشان كه آنان را به قضا و داورى منصوب داشته گرد مىآيند ، او رأى همه را تصديق مىكند ، و فتواى همگان را درست مىشمارد ! در صورتى كه خداى آنان يكى ، پيغمبرشان يكى و كتابشان يكى است ! . آيا خداوند متعال آنان را به پراكندگى و اختلاف فرمان داده و آنان اطاعتش كردهاند ؟ و يا آنان را از اختلاف نهى فرموده و معصيتش نمودهاند ؟ يا اينكه خدا دين ناقصى فرو فرستاده و در تكميل آن از آنان استمداد جسته است ؟ و يا ايشان شريك خدايند كه حقّ دارند بگويند و بر خدا لازم است رضايت دهد ؟ و يا اينكه خداوند دين را كامل نازل كرده امّا پيغمبر صلَّى الله عليه و آله در تبليغ و اداى آن كوتاهى ورزيده ؟ با اينكه خداوند مىفرمايد : « در قرآن هيچ چيز فروگذار نكردهايم - انعام : ٣٨ » و نيز مىفرمايد : در قرآن بيان همه چيز آمده است . و يادآور شده است كه آيات قرآن يك ديگر را تصديق مىكنند و اختلافى در آن وجود ندارد چنان كه مىفرمايد :
« اگر قرآن از ناحيهء غير خدا بود اختلاف فراوانى در آن مىيافتند - نساء : ٨٢ » . قرآن داراى ظاهرى زيبا و شگفتانگيز و باطنى پرمايه و عميق است ؛ نكات شگفتآور آن فانى نگردد و اسرار نهفتهء آن پايان نپذيرد ، هرگز تاريكيهاى جهل و نادانى جز به آن رفع نخواهد شد .