الاحتجاج - ترجمه جعفری - الطبرسي، أبو منصور - الصفحة ٥٦٩ - احتجاج آن حضرت عليه السّلام بر زنديقى كه بر آيات متشابه نيازمند تأويل استدلال بر اقتضاى تناقض و اختلاف در آن نمود و مسائل ديگر
پس به اوّلين چيزى كه مقيّدشان فرمود : اقرار به وحدانيّت و ربوبيّت و شهادت به اينكه معبودى جز الله نيست بود ، پس هنگامى كه بدان اقرار نمودند دنباله اش اقرار به نبىّ خود و شهادت به رسالت او بود ، وقتى اطاعت نمودند ، نماز و روزه و حج را بر ايشان واجب نمود ، سپس زكات ، صدقات و هر چه مانند آن بود از مال خراج و غنيمت را بر ايشان فرض نمود ، پس منافقان گفتند : آيا براى پروردگارت بعد از اينها كه واجب كرد چيز ديگرى مانده كه فرض كند و تو آن را بگويى تا دلمان آرام گيرد تا اينكه چيز ديگرى باقى نمانده باشد ؟ پس اين آيه نازل شده كه : * ( قُلْ إِنَّما أَعِظُكُمْ بِواحِدَةٍ ) * ، يعنى ولايت .
و اين آيه را نازل فرمود كه : * ( إِنَّما وَلِيُّكُمُ الله وَرَسُولُه وَالَّذِينَ آمَنُوا الَّذِينَ يُقِيمُونَ الصَّلاةَ وَيُؤْتُونَ الزَّكاةَ وَهُمْ راكِعُونَ ) * ، و ميان امّت هيچ خلافى نيست كه هيچ كس در آن وقت به هنگام ركوع زكات نپرداخته جز يك مرد ، و اگر نامش در قرآن برده مىشد حتما مانند موارد ديگر از آن سقط مىشد ، و اين و امثالش از جمله رموزى است كه ثبت آن را در كتاب برايت ذكر كردم ، تا محرّفين به خطا افتند و آيه همان طور به دست تو و مانند تو برسد ، و در اين هنگام خداوند فرمود : * ( الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ وَأَتْمَمْتُ عَلَيْكُمْ نِعْمَتِي وَرَضِيتُ لَكُمُ الإِسْلامَ دِيناً ) * .