الاحتجاج - ترجمه جعفری - الطبرسي، أبو منصور - الصفحة ٥٦٤ - احتجاج آن حضرت عليه السّلام بر زنديقى كه بر آيات متشابه نيازمند تأويل استدلال بر اقتضاى تناقض و اختلاف در آن نمود و مسائل ديگر
و هر آينه خداوند متعال اين رموز - كه جز او و انبياء و حجّتهاى او در زمين از آن خبر ندارند - را در كتاب خود قرار داد زيرا از احداثى كه مبدّلين در كتابش مىنمايند نيك آگاه بود كه اسماى حجج او را سقط نموده و امّت را دچار اشتباه كنند تا ايشان را بر باطل يارى كنند ، بدين خاطر اين رموز را در قرآن قرار داد ، و دل و ديده اشان را كور ساخت ، تا آنكه اين آيات و غير اينها از خطاب ؛ دلالت بر احداث اين گروه در آن كند ، و خداوند أهل قرآن ؛ كه افراد وظيفه شناس و عالم به ظاهر و باطن آنند را از درختى قرار داد كه اصل و ريشهء آن برقرار ؛ و شاخهء آن به آسمان - رفعت و سعادت - بر شود [ درخت زيبايى كه ] به فرمان خدا همهء اوقات ميوههاى خوردنى و خوش دهد ، يعنى مانند اين علم براى حاملانش همهء اوقات بر دهد ، و دشمنان آيات قرآن را أهل شجرهء ملعونه اى قرار داد كه قصد داشتند كه نور خدا را به گفتار باطل خود خاموش سازند ، پس خدا جز به كمال رسيدن نور خود را نخواست .
و اگر منافقان ملعون دانسته بودند چه جزايى در ترك اين آيات - كه تأويلش را گفتم - برايشان مقرّر شده ؛ همه را اسقاط مىكردند ، ولى حكم خداوند متعال به ايجاب حجّت بر خلق امضاء شده ، همان طور كه فرموده : * ( قُلْ فَلِلَّه ) *