الاحتجاج - ترجمه جعفری - الطبرسي، أبو منصور - الصفحة ٥٦٢ - احتجاج آن حضرت عليه السّلام بر زنديقى كه بر آيات متشابه نيازمند تأويل استدلال بر اقتضاى تناقض و اختلاف در آن نمود و مسائل ديگر
و هر چه كنند به فرمان او كنند ، آن خداى كه اين جماعت را مؤيّد به روح خود گردانيد و خلق را بر اقتدار آنان بر علم غيب به تبعهء آيهء : * ( عالِمُ الْغَيْبِ فَلا يُظْهِرُ عَلى غَيْبِه أَحَداً إِلَّا مَنِ ارْتَضى مِنْ رَسُولٍ ) * عالم و واقف فرمود ، و ايشان همان نعيمى هستند كه همه از آن پرسيده شوند ، زيرا خداوند به سبب ايشان پيروانشان را مشمول نعمت خود قرار داده است .
فرد زنديق پرسيد : اين حجّتها چه كسانند ؟
فرمود : ايشان عبارتند از : رسول خدا ، و جماعتى از اصفيا كه خداوند ايشان را مقرون به خود و رسول فرموده ، و طاعتشان را همچون طاعت خود بر خلق مفروض و واجب ساخته ، ايشان صاحبان امرى هستند كه در حقّ ايشان فرموده : * ( أَطِيعُوا الله وَأَطِيعُوا الرَّسُولَ وَأُولِي الأَمْرِ مِنْكُمْ ) * ، و نيز : * ( وَلَوْ رَدُّوه إِلَى الرَّسُولِ وَإِلى أُولِي الأَمْرِ مِنْهُمْ لَعَلِمَه الَّذِينَ يَسْتَنْبِطُونَه مِنْهُمْ ) * .
فرد زنديق پرسيد : منظور از اين امر چيست ؟
حضرت علىّ عليه السّلام فرمود : عبارت از آن چيزى است كه فرشتگان با آن از جانب حضرت حقّ نازل مىگردند ، در شبى كه در آن هر امرى با حكمت ؛ معيّن و ممتاز گردد ،