الاحتجاج - ترجمه جعفری - الطبرسي، أبو منصور - الصفحة ٥٢٢ - احتجاج آن حضرت بر فردى كه مدّعى بود بيمار از دارو شفا يابد نه از خدا و بر منجّمان قائل به احكام ستارهها ، و بر كاهنان و ساحران
فرمود : آن دستى كه براى چيدن مىخواهى دراز كرده و بگو : اى نزديككنندهء دور دست مرا به آن نزديك فرما ، و دست ديگرى كه مىخواهى خوشه را با آن بگيرى كشيده و بگو : اى آسانكنندهء سختى ، دسترسى بدان چه از من دور است را آسان فرما ! .
پس همان كرد و همان گفت ، پس دو دستش دراز شده و به خوشه رسيد ، و خوشهء ديگر از درخت خرما ساقط گشته بر زمين افتاد و چوب آن خوشه دراز شده مانند نهال در پيش يونانى راست بايستاد ! .
سپس حضرت فرمود : اگر آن را تناول كنى و بدان چه از معجزات از من ديدى ايمان نياوردى ، خداوند تو را به اشدّ مجازات عقوبت خواهد كرد تا مايهء عبرت افراد عاقل و جاهل از خلق او گردى ! .
يونانىّ گفت : اگر من اين چنين كنم مسلَّما ره عناد پيموده و خود را در معرض هلاك و نابودى انداختهام ، اكنون من شهادت مىدهم كه تو از خواصّ خداوند بوده ، و هر چه از خداوند گفتى همه حقيقت است ، پس هر چه مىخواهى امر كن تا اطاعتت نمايم .
فرمود : تو را امر مىكنم كه اعتراف بيكتايى خداوند كنى ، و شهادت به جود و حكمت او داده