الاحتجاج - ترجمه جعفری - الطبرسي، أبو منصور - الصفحة ٥١٨ - احتجاج آن حضرت بر فردى كه مدّعى بود بيمار از دارو شفا يابد نه از خدا و بر منجّمان قائل به احكام ستارهها ، و بر كاهنان و ساحران
حضرت فرمود : با همان سمّى كه فكر كردى مرا خواهد كشت آن زردى از بين رفت ! .
و امّا دو ساق باريك من - و پايش را جلو داده و جامه را بالا زد - به نظر تو بايد با آنها در حمل بار مدارا كنم تا به آنها فشار نيامده و نشكند ، ولى من به تو نشان خواهم داد كه طبّ خداوند از طبّ تو برتر است ، در اين حال حضرت وزنه اى بسيار سنگين خارق عادت را بر سر نهاد و حركت كرد ، با ديدن اين صحنه حال غش و بيهوشى به مرد يونانى دست داده و افتاد ! ! .
حضرت فرمود : برويش آب بريزيد ، پس به هوش آمده در حالى كه مىگفت : بخدا كه همچون امروز اين چنين صحنهء عجيبى نديده بودم ! ! .
حضرت فرمود : اين قدرت همان دو ساق باريكى است كه ديدى ، اى مرد يونانىّ آيا اين در طبّ تو يافت مىشود ؟ ! يونانىّ گفت : آيا محمّد نيز همچون تو بود ؟
فرمود : آيا علم و عقل و قوّت من جز از وجود مبارك آن حضرت مىباشد ؟ ! يادم هست كه مردى ثقفى كه در علم طبّ سرآمد همگان بود نزد آن حضرت آمده و گفت : اگر شما دچار جنون هستيد من قادر به درمان آن هستم ؟