الاحتجاج - ترجمه جعفری - الطبرسي، أبو منصور - الصفحة ٤٩٩ - ١٧١ احتجاج حضرت أمير عليه السّلام بر يكى از علماى كتاب خواندهء يهود پيرامون معجزات پيامبر صلَّى الله عليه و آله و بسيارى از فضائل آن حضرت ١٨٧
يكى از أصحاب نشسته بود كه زنى آمده و گفت : اى رسول خدا ، پسرم در شرف مرگ است ، و قصد دادن هر غذايى را به او مىكنم در حال دهندره ( غشّ ) مىكند ، پس آن حضرت برخاسته و ما نيز در پى او روان شده تا به بالين مريض رسيديم آن حضرت بدو فرمود : اى دشمن خدا از دوست خدا دور شو ! زيرا من رسول خدايم ! پس بىدرنگ شيطان از جسم او خارج شد ، و بيمار صحيح و سالم با ما به لشكرگاه آمد .
و تو اى يهودى اگر فكر مىكنى كه عيسى كوران را شفا داده ، پس محمّد صلَّى الله عليه و آله نيز بيشتر از آن را انجام داده : قتادة بن ربعى فرد سالمى بود ، ولى در روز احد در اثر اصابت يك تير چشمش از حدقه در آمد ، و رسول خدا با يك معجزه آن را به جاى خود باز گردانده و او شفا يافت ، و آن چشم به همان زيبايى و روشنايى چشم ديگرش شد .
و نيز عبد الله بن عبيد در روز حنين بشدّت از ناحيهء دست مجروح شد و آن حضرت با كشيدن دست خود بر ناحيهء مجروح آن را بىهيچ تفاوتى با دست ديگر مثل اوّل خود نمود .
و همين جراحت براى محمّد بن مسلمه در روز كعب بن اشرف در چشم و دستش رخ داد و رسول خدا صلَّى الله عليه و آله دست خود بر آن كشيده و برطرف شد .