الاحتجاج - ترجمه جعفری - الطبرسي، أبو منصور - الصفحة ٤٤١ - ١٧١ احتجاج آن حضرت در بارهء توحيد خداوند و تنزيه پروردگار از آنچه سزاوار مقام اولوهيّت نبوده و مخصوص مخلوق است ؛ از جبر و تشبيه و حركت و متغيّر شدن و زوال و از حالى به حال ديگر منتقل گشتن ، كه در ضمن كلمات و محاورات خود بيان فرموده است ١٨٧
ولى نه براى اينكه از آنها كمكى بگيرد و نه براى اينكه از بيم تنهايى با آنها انس گيرد و نه از اين جهت كه تجربه اى بيندوزد . و نه به خاطر آن كه از فقر و نياز به توانگرى و فزونى رسد و يا از ذلَّت و پستى به عزّت و قدرت راه يابد .
١١٧ - و حضرت علىّ عليه السّلام در خطبهء ديگرى فرمود :
ستايش مخصوص خداوندى است كه حواسّ ؛ وى را درك نكند و مكانها وى را در برنگيرد ، ديدهها او را نبيند و پوششها وى را مستور نسازد ، با حدوث آفرينش ازليّت خود را آشكار ساخته و با حدوث خلقت ، وجود خود را نشان داده است ، همانند بودن آفريدهها دليل بر آن است كه براى او همانندى نيست ، همو كه در وعده هايش صادق و بالاتر از آن است كه بر بندگان خود ستم كند . در بارهء مخلوقاتش به عدل و داد رفتار مىكند و در اجراى احكام به عدالت بر آنها حكم مىنمايد ، حادث بودن اشياء گواه بر هميشگى او و ناتوانى آنها نشانهء قدرت او و نابودى قهرى موجودات شاهد و گواه دوام اوست .
يكى است امّا نه به شماره ، هميشگى است ولى نه اين كه زمانى دارد ، برقرار است ولى چيزى نگهدارندهء او نيست ، چشم دل وى را دريابد نه حواسّ ظاهر ،