الاحتجاج - ترجمه جعفری - الطبرسي، أبو منصور - الصفحة ٤٣ - قسمتى از فرمايشات پيامبر صلَّى الله عليه و آله پيرامون جدال و احتجاج و مناظره با مخالفان اسلام
بعقيده ات از جانب خدا به سوى تو نازل شده - بر دو مرد بزرگ مكَّه و طائف : وليد بن - مغيره و عروة بن مسعود نازل نشد ؟
رسول خدا صلَّى الله عليه و آله فرمود : آيا چيزى از كلامت باقى مانده ؟ مخزومى گفت : آرى ، ما هرگز به تو ايمان نمىآوريم مگر اينكه از زمين خشك و سنگلاخ و كوهستانى مكَّه چشمهء آبى جارى سازى ، زيرا ما سخت نيازمند آبيم ، يا تو را [ در اين سرزمين لم يزرع ] باغ سبز و خرّمى از درختان خرما و انگور باشد كه از وسط آنها آب بگذرد تا تو و ما همگى از ميوههاى آن بخوريم ، و يا آسمان را تكَّه تكَّه كرده و بر سر ما اندازى ، همان طور كه تو خود [ اين آيه را ] بر ما خوانده اى : « و اگر بينند كه پاره اى از آسمان فرو مىافتد گويند :
ابرى است توده شده - طور : ٤٤ « شايد پس از آن تو را تصديق كنيم .
سپس افزود : هرگز بتو ايمان نمىآوريم مگر اينكه خدا و فرشتگان را روياروى ما - براى گواهى درستى گفتار خود - بيارى ، يا تو را خانه از زر باشد كه از آن باندازه اى بما طلا دهى كه بىنياز گشته و طغيان كنيم ، چنان كه خود مىگويى : « آرى ، هر آينه آدمى سركشى مىكند و از حدّ مىگذرد . از آن رو كه خود را بىنياز و توانگر بيند - علق : ٦ و ٧ » ، سپس گفت : يا در آسمان بالا روى - و بالا رفتن و صعودت را هرگز باور نداريم -