الاحتجاج - ترجمه جعفری - الطبرسي، أبو منصور - الصفحة ٤١٠ - احتجاج أمير المؤمنين عليه السّلام بر خوار وقتى آن حضرت را مجبور به تحكيم نموده سپس مخالفت نموده و بر او شوريدند و آن حضرت با حجّت ايشان را مجاب و قانع ساخت كه مبدء اين خطا خودشانند
قادر بود عايشه زوجهء رسول خدا صلَّى الله عليه و آله را به اسارت بگيرد ؟
خوارج گفتند : ما اين پاسخ شما را نيز پذيرفتيم .
حضرت أمير عليه السّلام فرمود : و امّا پاسخ به اين اعتراض شما كه با اينكه من خود وصىّ پيامبر صلَّى الله عليه و آله بودم مقام وصايت را ضايع و تباه نمودم اين است كه بايد دانست شما با من مخالفت نموده و ديگران را بر من مقدّم داشتيد ، و كار مرا تباه نموديد ، و دعوت بسوى خود تنها وظيفهء انبياء است نه اوصياء ، و ايشان از جانب انبياء معرّفى مىشوند ، و احتياجى به معرّفى كردن خود ندارند ، وظيفهء انبياء معرّفى جانشينان خود و دعوت مردم به سوى ايشان مىباشد ، و اهل ايمان به خدا و رسول قهرا اوصياى انبياء را خواهند شناخت . اوصياء به منزلهء كعبهاند آنجا كه خداوند مىفرمايد : * ( وَلِلَّه عَلَى النَّاسِ حِجُّ الْبَيْتِ مَنِ اسْتَطاعَ إِلَيْه سَبِيلًا ) * [١] بنا بر اين اگر مردم به خاطر انجام مناسك حجّ به سوى كعبه حركت نكنند عيب و تقصيرى براى خانهء كعبه ثابت نشده و كعبه كافر و مخالف شمرده نخواهد شد . بلكه كفر و تقصير از آن مردمى است كه زيارت خانهء كعبه را ترك مىكنند ، زيرا اين عمل از وظائف و فرائض اهل اسلام بشمار رفته ، و هم خانهء كعبه براى مؤمنين معرّفى شده ، و در مقابل آنان منصوب و مشخّص گرديده است ، همچنين است حال من ، زيرا رسول خدا در برابر انبوه جمعيّت مرا به مقام خلافت و وصايت منصوب نموده و فرموده :
[١] آل عمران : ٩٧ .