الاحتجاج - ترجمه جعفری - الطبرسي، أبو منصور - الصفحة ٤٠٥ - احتجاج أمير المؤمنين عليه السّلام بر خوار وقتى آن حضرت را مجبور به تحكيم نموده سپس مخالفت نموده و بر او شوريدند و آن حضرت با حجّت ايشان را مجاب و قانع ساخت كه مبدء اين خطا خودشانند
و امّا اينكه مىگوييد : چرا ميان خود و آنان در تحكيم مدّت قرار دادهايد ؟ تنها براى اين بود كه افراد بىخبر در طول اين مدّت تحقيق و بررسى كرده و افراد آگاه مشورت نمايند تا شايد خداوند در اين فاصله كار امّت را به صلاح آورده و راه تحقيق روى ايشان بسته نشود تا مبادا در جستجوى حقّ شتاب كرده و تسليم اوّلين فكر گمراه شوند .
١٠٢ - و نقل است كه حضرت أمير عليه السّلام عبد الله بن عبّاس را نزد خوارج فرستاد بنوعى كه خود آن مناظره را ببيند و بشنود ، و آنان در جواب ابن عبّاس گفتند :
ما در بارهء رفيقت اعتراضاتى داريم كه تمامى آنها موجب كفر و هلاكت و عذاب او مىباشد .
أوّل اينكه : او هنگام كتابت صلحنامه عنوان أمير المؤمنين را از مقابل اسم خود محو كرد ، و چون ما مؤمن مىباشيم و او اين عنوان را از روى خود برداشته ، پس او أمير ما ؛ كه مؤمنيم نخواهد بود .
دوم اينكه : وقتى او به حكمين گفت : « شما در اين مدّت خوب دقّت كرده و ببينيد كه هر كدام از معاويه و من سزاوار خلافت هستيم همو را انتخاب و ديگرى را عزل كنيد » در حقيقت در حقّ خود دچار ترديد شده است ، در اين صورت ما به شكّ كردن در حقّ او اولى و احقّ هستيم .