الاحتجاج - ترجمه جعفری - الطبرسي، أبو منصور - الصفحة ٣٥٩ - احتجاج امّ سلمه رضي الله عنه همسر گرامى پيامبر صلَّى الله عليه و آله بر عائشه در مخالفت با خروج او به جنگ با أمير المؤمنين عليه السّلام
آن پيامبر گرامى حاضر نمىشدم كه وى را ملاقات نمايم ! . پس اى عائشه از خدا بترس و از پناه خدا بيرون مباش ، و از فضاى پردهء رسول خدا سر بيرون ميار ، اى عايشه ، بهترين عبادت براى تو چيزى است كه از آن جهت كوتاهى كردى ، و همان كار كه از جانب خدا و رسول موظَّف به آن بودى همانا بالاترين و خالصترين عمل براى تو بود ، و همان روش گذشته كه داشتى نيكوترين خدمتى بود كه از جانب تو براى دين اسلام انجام مىگرفت ، ولى متأسّفانه امروز بر خلاف آن عمل مىكنى . و بخدا قسم مىخورم چنانچه حديثى را كه خود از رسول خدا صلَّى الله عليه و آله شنيدم برايت نقل كنم مرا چون مارى خالدار و تند مىگزى ! .
عائشه گفت : مواعظت را دريافته و و نصايحت را پذيرفتم ، ولى راه و مسير من با آنچه تو فكر مىكنى مغاير است ، و من نه فريب خوردهام و نه راه باطل را مىپيمايم ، و چه نكتهء مناسبى بود كه مرا بدان واقف گرداندى ، ولى من تنها براى جدايى ميان دو گروه متخاصم عازم آنجا مىباشم ، حال اينكه من در اين حركت مجبور نبوده و در صورت ترك آن هيچ محذورى براى من نخواهد داشت ، و البتّه در صورت عدم توقّف در اين قيام مأجور خواهم شد .
از حضرت جعفر بن محمّد امام صادق - عليه الصّلاة و السّلام - نقل است كه فرمود :
وقتى عائشه پس از پايان جنگ جمل از كردهء خود نادم و پشيمان گرديد امّ سلمه اين ابيات را