الاحتجاج - ترجمه جعفری - الطبرسي، أبو منصور - الصفحة ٣٢٥ - احتجاج حضرت أمير عليه السّلام بر گروه زيادى از مهاجر و انصار با كلامى شيوا پيرامون فضيلت خود با استناد به احاديث نبوىّ
اى أبو ذرّ و مقداد آيا همين گونه نبود ؟ آن دو برخاسته و گفتند : شهادت مىدهيم بر پيامبر كه همين را شنيديم .
طلحه گفت : بخدا سوگند كه خود از رسول خدا صلَّى الله عليه و آله شنيدم كه مىفرمود : « در روى زمين و آسمان نزد خدا هيچ كسى راستگوتر و نيكوكارتر از أبو ذرّ نيست » و من شهادت مىدهم كه آن دو جز حقّ بر زبان نراندند ، و تو نزد من از آن دو صادقتر و نيكوكارترى .
سپس حضرت علىّ عليه السّلام خطاب به طلحه و زبير و سعد و ابن عوف فرمود : از خدا بترسيد و پى رضا و خشنودى ايزد منّان رفته و درخواست آنچه نزد او است را بنمائيد ، و در راه خدا از سرزنش هيچ ملامتگرى ترسى به خود راه مدهيد .
سپس طلحه گفت : مىبينم كه هيچ پاسخى به سؤال أصلى من در مورد قرآن ندادى آيا آن را براى مردم بيان نمىكنيد ؟
فرمود : اى طلحه ، از سر عمد از آن طفره رفتم ، حال تو بگو آيا قرآنى كه عمر و عثمان جمع نمودند همهء مصحف بود يا قسمتى از آن ؟ طلحه گفت : بلكه همهء آن بود .
فرمود : در اين صورت اگر بدان عمل كنيد از آتش رهايى يافته و به بهشت رويد ،