الاحتجاج - ترجمه جعفری - الطبرسي، أبو منصور - الصفحة ٢٩٨ - احتجاج أمير المؤمنين عليه السّلام بر قوم پس از وفات عمر بن خطَّاب بر پنج تن از اهل شورى براى اولويّت خود
فرمود : آيا جز من كسى در ميان شما هست كه رسول خدا صلَّى الله عليه و آله بدو فرموده باشد :
« اميدوارم خدا امانت تو را ادا فرمايد ، اميدوارم خداوند ذمّهء تو را پرداخت فرمايد » ؟
گفتند : نه .
فرمود : آيا جز من كسى در ميان شما هست كه رسول خدا صلَّى الله عليه و آله بدو فرموده باشد :
« تو قسمتكنندهء آتش هستى ، كسى را كه پاك و پرهيزكار است از آتش بيرون آورده و مخالفين و كفّار را در آتش رها مىكنى » ؟ گفتند : نه .
فرمود : آيا جز من كسى در ميان شما هست كه قلعهء خيبر را فتح نموده و دختر مرحب يهودى را به اسارت تحويل رسول خدا صلَّى الله عليه و آله داده باشد ؟ گفتند : نه .
فرمود : آيا جز من كسى در ميان شما هست كه رسول خدا صلَّى الله عليه و آله بدو فرموده باشد :
« تو و شيعيانت بر سر حوض بر من وارد شويد ، در حالى كه سيراب و خوشحال و سفيد روى باشيد ، و دشمنان تو در حالى بنزد من آيند كه تشنه و سوخته و سياه روى باشند » ؟
گفتند : نه .
سپس أمير المؤمنين عليه السّلام روى به اهل شورى كرده و فرمود : در صورتى كه همهء آنچه گفتم مورد تصديق شما بوده و بدان اقرار داريد و از فرمايش پيامبرتان بر شما آشكار