الاحتجاج - ترجمه جعفری - الطبرسي، أبو منصور - الصفحة ٢٩ - قسمتى از فرمايشات پيامبر صلَّى الله عليه و آله پيرامون جدال و احتجاج و مناظره با مخالفان اسلام
صورتى كه آنان فاقد اين امتيازات بودند . و شما خود اين جمله را نقل مىكنيد ولى از مضمون آن غافليد و بر خلاف گفتهء آن بزرگوار سخن مىگوييد .
و اگر مراد شما معناى ظاهرى و لفظى كلمات « پدر » و « پسر » است ، پس چرا نمىگوييد مراد از كلمهء پدر : حضرت آدم ، يا حضرت نوح است . زيرا آن دو پيامبر گرامى پدران حقيقى حضرت مسيح و ديگرانند . و چطور مىتوانيد اين معنى حقيقى را نفى كرده و آن تصوّراتى كه خود اراده كردهايد باثبات رسانيد ؟ ! .
مسيحيان پس از اين استدلال پيامبر ساكت شده و گفتند : ما تا امروز هيچ كس را در مقام بحث و جدل چون تو [ ماهر و زبردست ] نديده بوديم ، فرصتى بده تا در اين موضوع انديشه كنيم . سپس آن حضرت رو به دهريه نموده و فرمود : روى چه اصلى معتقديد كه همهء اشياء و موجودات جهان ، قديم و هميشگى بوده و آغاز و انجامى ندارند ؟
گفتند : ما تنها چيزى را مىپذيريم كه ببينيم ، و چون براى اشياء نه ابتدائى ديده و نه فنا و انقضايى ، حكم مىكنيم كه موجودات هميشگى بوده و خواهند بود .