الاحتجاج - ترجمه جعفری - الطبرسي، أبو منصور - الصفحة ٢٤٣ - گوشه اى از حوادث پس از وفات رسول خدا صلَّى الله عليه و آله از لجاجت و جدال در امر خلافت از هر دو گروه حقّ و باطل گرفته تا اشاره به عدم پذيرش امارت حضرت علىّ بن أبى طالب عليه السّلام و تمام دسيسه ها
تو همچون ماه شب چارده و نورى بودى كه از تو بهره مند مىشدند ، و بر تو از جانب خداوند عزيز آيات نازل مىشد ، در گذشته فرشتهء وحى جبريل با آيات خدا مونس ما اهل بيت بود ، چون از ميان ما رفتى او نيز غايب شده و تمام خوبيها از ما پوشيده شد ، اى كاش مرگ پيش از تو سراغ ما مىآمد ، وقتى شما از اين دنيا رحلت نموده و ميان ما و شما حائل شد ، به ما مصيبتى رسيده كه به هيچ فرد اندوهناكى از عرب و عجم نرسيده بود .
سپس آن حضرت عليها السّلام به منزل بازگشت در حالى كه حضرت امير عليه السّلام در انتظار مراجعت و درخشش سيماى مبارك او بود ، چون در خانه قرار يافت ؛ از شدّت تأثّر شروع به ملامت حضرت امير عليه السّلام كرده و فرمود :
اى فرزند أبو طالب ، چرا همچون كودك در جنين پنهان شده و مانند افراد تهمتزده در كنج خانه نشسته اى ؟ تو كسى بودى كه شاه پرهاى بازها را درهم مىشكستى ، چطور شده كه اكنون از پر و بال مرغان ناتوان فرو مانده اى ؟ ! اين فرزند أبو قحافه ، هديّهء پدر و قوت و معيشت فرزندانم را به ظلم ستانده ، و در مخالفت با من به سختى مىكوشد ، و جسورانه مجادله مىكند ، آنچنان كه جماعت انصار دست از يارى من برداشته و مهاجرين رشتهء دوستى را گسسته ،