الاحتجاج - ترجمه جعفری - الطبرسي، أبو منصور - الصفحة ٢٣٩ - گوشه اى از حوادث پس از وفات رسول خدا صلَّى الله عليه و آله از لجاجت و جدال در امر خلافت از هر دو گروه حقّ و باطل گرفته تا اشاره به عدم پذيرش امارت حضرت علىّ بن أبى طالب عليه السّلام و تمام دسيسه ها
من دخت پيغمبر شمايم كه برايتان بشير و نذير بود ، و شما را به عذاب شديد بيم ميداد ، پس آنچه كه مىتوانيد انجام دهيد ، ما نيز انتقام خواهيم كشيد ، حال شما منتظر آن روز باشيد ، ما نيز منتظر آن روز هستيم .
أبو بكر گفت : اى دخت رسول خدا ، بىشكّ پدرت پيوسته با مؤمنين مهربان و كريم و بىنهايت مشفق و رحيم بود ، و بر كافران سختگير و چون عذابى شديد بود ، بر همگان روشن است كه رسول خدا تنها پدر شما بوده ، و افتخار برادرى با او فقط متعلَّق به شوهر تو است ، همو كه از ميان همگان به دوستى و رفاقت خويش برگزيد ، و او نيز در هر كار سخت و مشكلى او را يارى نمود ، فقط افراد خوشبخت شما را دوست مىدارند ، و تنها افراد بدبخت به شما بغض مىورزند . زيرا شما عترت طاهره و نجيبان برگزيدهايد ، راهنماى ما بر خير و راه ما منتهى به بهشت است . و تو اى بهترين زنان ، و دخت بهترين انبياء ، در كلامت صادقى و از جهت عقل و كمال خرد و فهم مقدّم هستى ، كسى را نشايد كه قول تو را ردّ نموده و حقّ تو را تصاحب كند ، بخدا سوگند من از رأى پيامبر تجاوز نكرده ، و بر خلاف فرمايش او رفتار نمىكنم ، و البتّه راهنماى قوم به آنان دروغ نمىگويد ، و من خدا را شاهد مىگيرم و همان مرا بس كه خود از رسول خدا صلَّى الله عليه و آله شنيدم كه مىفرمود : ما جماعت پيغمبران هيچ طلا و نقره و زمين و مالى را از خود به ارث نمىگذاريم ، و ميراث ما فقط علم