الاحتجاج - ترجمه جعفری - الطبرسي، أبو منصور - الصفحة ٢٢٨ - گوشه اى از حوادث پس از وفات رسول خدا صلَّى الله عليه و آله از لجاجت و جدال در امر خلافت از هر دو گروه حقّ و باطل گرفته تا اشاره به عدم پذيرش امارت حضرت علىّ بن أبى طالب عليه السّلام و تمام دسيسه ها
فرمود ، و از آن هيچ منظورى جز اظهار قدرت و حكمت و ابراز لطف و محبّت نداشت ، او افراد انسان را آفريده و آنان را به سوى طاعت و عبادت و ثواب و اجر جميل دعوت كرده ، و از خلاف و عصيان و عقاب و غضب خود تحذير فرمود .
و شهادت مىدهم كه پدرم محمّد بنده و فرستادهء خداوند بود ، كه او را پيش از بعثت او به مقام رسالت و نبوّت ؛ در عالم غيب او را برگزيده است ، زيرا مراتب و مقامات اشخاص از روز ازل و از همان عالم غيب معلوم و معيّن گرديده است . و خداوند متعال به عواقب امور و جريان كارها آگاه است ، و او به صلاح و فساد و حوادث و پيشآمدهاى روزگار محيط و عالم است . خداوند فرستاده و رسول خود را مبعوث فرمود تا اوامر و احكام و فرامين او در ميان بشر روشن شده ، و مردم از محيط جهل و گمراهى و انحراف به شاهراه دانش و معرفت و حقيقت و سعادت رهنمائى شوند ، و چون آن حضرت مبعوث گرديد ؛ مردم همه متفرّق و متشتّت بوده ، و از اصنام و اوثان عبادت و پرستش مىكردند ، و از پروردگار متعال و آفرينندهء تواناى جهان و جهانيان غافل و منحرف بودند ، پس به وسيلهء آن حضرت جهالت و غفلت و نادانى مردم برطرف گرديد ، و رسول خدا با كمال حوصله و استقامت در هدايت و نجات دادن افراد كوشش كرده ، و آنان را به سوى راه راست و آئين حقّ و محيط نور و هدايت راهنمايى فرمود .