الاحتجاج - ترجمه جعفری - الطبرسي، أبو منصور - الصفحة ٢٢٥ - گوشه اى از حوادث پس از وفات رسول خدا صلَّى الله عليه و آله از لجاجت و جدال در امر خلافت از هر دو گروه حقّ و باطل گرفته تا اشاره به عدم پذيرش امارت حضرت علىّ بن أبى طالب عليه السّلام و تمام دسيسه ها
در حالى كه در محاصرهء سران و جنگجويان قريش گشته و مرگش قطعى بود با چنان شجاعت و اعمال قدرت همه را از اطراف خود متفرّق كرده و نيزهها و شمشيرهايى كه از هر طرف سوى او مىآمد رد نموده و با ضربتهاى پى در پى سر از پيكرشان جدا مىساخت و اين شعار مىسرود كه : « يا الله يا الله ! يا جبرئيل ! يا محمّد يا محمّد ! نجات نجات ! » سپس به رئيس آنان يورش برده و با ضربتى سر از بدنش جدا ساخت ، و بعد از آن پرچمدارشان را با مركبش از پاى در آورد ، و پيوسته تيغ تيز شمشير را با پيكرشان آشنا مىساخت ، با ديدن اين رشادت ترس بر جان دشمن افتاده و همگى چون دسته اى روباه كه از حملهء شير خشمناك نظم خود را از دست مىدهند پا به فرار نهادند ، و با يادداشت آن خاطره امروز از او توقّعى بيشتر داشتيم ، اى عمر ما قادر نبوديم ترس از علىّ را در خود پنهان كنيم ، تا اينكه اين سخن از تو سرزد كه او را بقتل رسانى ، و عكس العمل او را خود نيك مىدانى ، و اگر آيهء كريمه * ( وَلَقَدْ عَفا عَنْكُمْ ) * در بارهء ما و شما نازل نشده بود همهء ما هلاك شده بوديم .