الاحتجاج - ترجمه جعفری - الطبرسي، أبو منصور - الصفحة ٢١٤ - گوشه اى از حوادث پس از وفات رسول خدا صلَّى الله عليه و آله از لجاجت و جدال در امر خلافت از هر دو گروه حقّ و باطل گرفته تا اشاره به عدم پذيرش امارت حضرت علىّ بن أبى طالب عليه السّلام و تمام دسيسه ها
احتجاج حضرت امير عليه السّلام با توسّل به كتاب و سنّت بر أبو بكر و عمر وقتى فدك را از حضرت زهرا عليها السّلام غصب نمودند ٤٧ - از حمّاد بن عثمان نقل است كه امام صادق عليه السّلام فرمود : وقتى با أبو بكر بيعت شد و خلافت او بر همهء مهاجر و انصار محقّق و ثابت شد ، فردى را از جانب خود به سرزمين فدك فرستاده و دستور داد تا نمايندهء حضرت زهرا عليها السّلام را از آنجا اخراج كند . در پى اين اقدام حضرت فاطمه عليها السّلام نزد أبو بكر آمده و فرمود : چرا مرا از ارث پدرى محروم نموده و نمايندهام را از انجام بيرون كردى ، حال اينكه پدرم آنجا را به دستور خدا براى من قرار داده بود ؟
أبو بكر گفت : بر اين مطلب شاهد بياور ، آن حضرت نيز امّ ايمن را آورد ، و او گفت :
پيش از اينكه شهادت و گواهى بدهم بايد از تو - اى أبو بكر - بپرسم : تو را به خدا قسم آيا اين فرمايش پيامبر را قبول دارى كه فرمود : « امّ ايمن يكى از زنان بهشتى است » ؟
گفت : آرى قبول دارم ، گفت : بنا بر اين من نيز شهادت مىدهم كه خداوند عزيز و جليل بر پيامبر وحى فرستاد كه : « حقّ نزديكانت را بده - روم : ٣٨ » پس آن رسول گرامى نيز فدك را به دستور خداوند براى فاطمه قرار داد .